تقریبا یه هفته پیش با نامزد عقدیم دعوا کردیم و اون رفت همه چیز و همه ی حرفام و پیامام رو گذاشت کف دست مادرش . پدر و مادرش هم چند شب پیش اومدن کلی حرف بارم کردن و کلی توهین کردن و اخرش هم گفتن این قضایا رو فراموش کنید بره . روز بعدش نامزدم اومد خونه ما ولی من از دستش خیلی دلخور و ناراحت بودم حتی سلامشم نکردم . بهم گفت رمز گوشیت چیه ؟ منم به خاطر اینکه کلی حرف بارم کرده بودن و حتی عذرخواهی هم نکردن گفتم رمز گوشیم نمیدم . اونم قهر کرد رفت . شبش کلی استوری چرت گذاشت که من از تو سرتر هستم و لقمه بزرگ تر از دهانم برات. وقتی مادرم زنگ زد گفت چرا اینا گفتی در اومد گفت دخترت نمیخوام اون کس دیگه ای رو دوست داره و بهم تهمت الکی زد . الانم دو روزه نه زنگ زده نه پیام داده . 😔😔
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
من عقد کردم . اگه جدا شم آبروم میره . چون تو روستا زندگی میکنم
عقد رو ندیدم :(
میدونم چی میگی ما هم همین داستانو داریم؛ فامیلامون که شهرستانن خسته شدن دیگه .
حالا بقیه اخلاقای نامزدت خوبه؟ مرد بسازیه؟ میتونی با توهینا کنار بیای؟ اگر نمیتونی به نظرم یه پایان تلخ بهتر از یه تلخی بی پایانه ( سنگین بود ۲ دیقه سکوت )