2777
2789
عنوان

تماممم زندگیم با استرسهه

109 بازدید | 8 پست

من چون خیلی خیلی تنهام و فقط مادرمو دارم خیلییی سرش میترسم

هرچی پیرتر میشه منم باهاش موهام سفید میشه از ترس پیریش و زبونن لال از دست دادنش

چجوری خودمو کنترل کنم؟زندگیم زهرمار شده

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

عزیزم همه یه روز میرن تو از کجا نیدونی دور از جون خودت زودتر نری عمر دست خداست ... پس به جا زهرمار کردن زندگیت از لحظه ها ی با بودنش لذت ببر تا روزی پشیمون نشی ... الان همه میتونن بشیننو حرص بخورن که اخ فردا فلان کسم نمیره ... اگه اینجور بود که همه زندگیا زهرمار بود 

همیشه دعام اینه من زودتر برم

دور از جون عزیزم...الان منم ارزومه زودتر برم چون به این فک کنم که بابا مامانم یه روز نباشن ... اونام دعا میکنن داغ فرزند نبیینن تا بوده همین بوده ... چرخه روزگاره ... خداکنه سایه مادرت همیشه بالاسرت باشه ...این که دعا میکنی زودتر بری اونوقت کی مواظب مادرت باشه گلم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز