2777
2789
عنوان

یه سوال

130 بازدید | 15 پست

سلام راستش دیروز حنا بندون بودیم بعد پسر خانواده عروس تازه نامزد کرده من با نامزدش خیلی باهم گرم گرفتیم بعد از مامانم پرسید چند تا بچه داره و یه حورایی سن خودمم فهمید بعد یکم  بعدش رفت میش داداشش نشست یدفه دوتاشون ب من نگا کردن منم وانمود کردم نفهمیدمد پشتمو کردم بهشون

به نظرتون چرا نگا کردن؟

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خخخخ  ن جدی   اخه یدفه دوتاشون سرشونو اوردن بالا انکار منو نگا کردن

نمیدونم

شاید سهوی بود

شاید ازت‌ تعریف کرد

باید از سمت خدا معجزه نازل بشود...                                          تا دلم باز دلم باز دلم دل بشود...                                            
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز