مامان بالاها کلا همینن فقط هم برای تو نیست غصه نخور
من مجرد بودم حسرت به دلم موند یباربذارن من لاک بزنم به ناخونم.حتی خیلی کمرنگ.دلم میرفت برای یه کفش خوشگل صورتی که پنج سانت پاشنه داشت.دلم گیره و گلیر رنگارنگ میخواست.حتیدلم میخواست اجازه داشته باشم یه دونه عروسی برم و یه رژ بزنم .
حسرت ساده ترین چیزا به دلم موند.بخاطر اون روزای قشنگ نوجوانی که به کامم زهر کردن هیچ وقت نمیبخشمشون.نه پدرم رو نه برادرم.
حالا همین برادر من عاشق یه دختره شده بود از اونا که روسری رو سرش نمیمونه.ارایش ک نگم برات هفتاد قلم . شلوار جین تنگ مانتو ک نه یه بلوز تنشه بیرون.
داغ عشق منو به دلم گذاشتن شکر خدا داغ اون دختره هم به دلش موند دختر رفت با یکی دیگه