2777
2789
عنوان

♥مرگ آرزو ها♥

415 بازدید | 11 پست

امروز ۲۴روزه که دیگه ندارمش و تکون هاش و احساس نمیکنم وقتی از شهرمون رفتم کرمانشاه امید به این داشتم که وقتی سنو میدم بگن اشتباه تشخیص دادن و بچت سالمه از ساعت هشت صبح منتظر دکتر موندم و حالم خوب بود و امید داشتم دکتر ساعت شش بعد از ظهر اومد وقتی رفتم واسه سنو با بی رحمی تمام گفت بچت برات نمیمونه گفت بچت قلبش کشیده شده سمت راست روده هاش تو قفسه سینش دیده میشن و ختم بارداری داد به خدا قسم نی نی هم با شنیدن حرفاش به شدت تکون میخورد نمیخاست بمیره با برگه دکتر رفتم بیمارستان امام رضا و بستری بشم تکون که میخورد میمردم و زنده میشدم ضربان قلبش منظم میزد باز هم امید داشتم به معجزه که چیزیش نشه و به دنیا بیاد بگن همشون اشتباه کردن مثل دیونه ها تا صبح گریه کردم صبح که شد پرستار اومد یه قرص بهم داد واسه زایمان و دردم شروع شد چون پول نداشتم سز شم مجبور شدم طبیعی زایمان کنم...

ای فلک آسودگی در سرنوشت ما نبود؟

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

هر کی درد زایمان و کشیده میدونه چی میگم ولی درد قلبم بیشتر بود از خدا خواستم بچم و بهم بده ازش خواستم دلمو نشکنه بچم که به دنیا اومد گریه کرد وزنشم خوب بود دکتر گفت بهم حالش خوبه نگران نباش و بردنش nisi به خدا که از همشون زرنگ تر بود نی نیم به امام حسین بازی میکرد در صورتی که بقیشون هیچ حرکتی نداشتن منو بردن بخش زنان اونجا میدیدم مامانا شیر میدن به بچه هاشون حالم بد میشد همش دعا میکردم دکتر اطفال که ببینه بگه عمل میشه میرفتم پول قرض میکردم ماشینمون و میفروختیم فقط زنده میموند شب وقتی که من دست به دعا بودم خدا بهم خندیده بود چون نی نی و ازم گرفته بود و من خبر نداشتم 

ای فلک آسودگی در سرنوشت ما نبود؟

صبح فقط امید داشتم دکتر بره ببیندش ولی نی نی من دیگه نبود فقط یازده ساعت زنده بود میدونین به چی فکر میکنم به اینکه فتق دیافراگم که خیلی نادره چرا باید واسه نی نی من اتفاق بیفته چرا توی سنو ها مشخص نبود اخه چرا باید واسه من اتفاق بیفته به همون خدایی که بچمو برد هر گناهی هم کرده باشم تاوانش این نبود با عشق کلی وسیله براش خریدم میخاستم عید باهاش برم بیرون ولی خدا نخاست خوشی منو ببینه 

ای فلک آسودگی در سرنوشت ما نبود؟

الهی که هیچکس حالش مثل من نشه این روزا فقط کارم شده گریه ارزو موند رو دلم که بغلش کنم بهش شیر بدم چقدر دوس داشتم لباساش و عوض کنم ببرمش حموم ارزو های کوچیک شاید بخندید بگین دیونست به خدا قسم ارزو داشتم سالم نباشه ولی بازم خدا بهم بده بچمو بچم نمیخاست بمیره احساسش میکردم

ای فلک آسودگی در سرنوشت ما نبود؟
الهی که هیچکس حالش مثل من نشه این روزا فقط کارم شده گریه ارزو موند رو دلم که بغلش کنم بهش شیر بدم چق ...

گریه کن گریه قشنگه ...گریه سهم دل تنگه... تا میتونی گریه کن اما بعدش قدبکش بلند و استوار

گریه کن گریه قشنگه ...گریه سهم دل تنگه... تا میتونی گریه کن اما بعدش قدبکش بلند و استوار

ای کاش منم باهاش میمردم خدا اگه میخاست بگیرتش چرا دادش

ای فلک آسودگی در سرنوشت ما نبود؟
ای کاش منم باهاش میمردم خدا اگه میخاست بگیرتش چرا دادش

دنیا و طبیعت هیچوقت عادلانه نیست کارش که بگی چرا؟ ... تحمل کن... تنها نیستی هر کسی به نوعی داره درد میکشه... از ما این لحظه هیچ کاری بر نمیالد که ارومت کنیماما تا میتونی گریه کن... تا سبک شی عزیزم تا ماهها ممکنه اشکت جاری بشه ... طبیعیه ...

دنیا و طبیعت هیچوقت عادلانه نیست کارش که بگی چرا؟ ... تحمل کن... تنها نیستی هر کسی به نوعی داره درد ...

اره راست میگی همه درد داریم هیچکس بدون غم و مشکل نیست ولی هر کسی فک میکنه درد خودش از همه بیشتره واسه همینه دل اروم نمیگیره

ای فلک آسودگی در سرنوشت ما نبود؟
اره راست میگی همه درد داریم هیچکس بدون غم و مشکل نیست ولی هر کسی فک میکنه درد خودش از همه بیشتره واس ...

اره دیدی هر جاییمون درد بگیره میگیم بدتر از این درد دیگه نیست... سردرد دندون درد .. دلدرد... در لحظه فک می کنیم بدترین درد دنیا همونیه که ما دچارشیم... اما بدتر از اونم هست ... الانم شما غیر از جسمت روحت درد می کنه ... مراقب خودت باش ... دوست داشته باش خودت ور ... و از ذهن و افکارت بخواه بیشتر این تن و روان رنجور رو آزار ندن... از بالا به این جسم زخمی .و روح آسیب دیده نگاه کن... تو اشل کوچکتر خدایی ... پس خدایی کن برای خودت ... تنت رو و روحت ور در آغوش بگیر.. گریه کن اما دلداری هم بده به خودت به روانت ... بذار سرش گرم شه به چیزهای دیگه ... به دلخوشیهای کوچیک به قد نوشیدن یک چای تو هوای سرد به قد یک خواب عمیق... به قد هر چیزی که فاصله میندازه بین گریه هات ... انتخاب کن رها شدن از رنج رو ...نه غرق شدن و فنا شدن در رنج

صبح فقط امید داشتم دکتر بره ببیندش ولی نی نی من دیگه نبود فقط یازده ساعت زنده بود میدونین به چی فکر ...

عزیزم کی متوجه فتق دیافراگم شدی ؟

منم بچم چند روز از دست دادم ممنون میشم درخواست دوستی قبول کنی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز