2777
2789
سوتی خیلی زیاد میدم تو تلفظ ... یه بار رفتم تو حیاط دیدم مهمون داره میاد خونمون ..اسم مهمونها... علی ...

واااای مررددم😂

کاربریم لغو شده واسه همین تاریخ عضویتم تازست🤕😥نامردی یعنی حرف بدی نزنی حتی تاپیک هم‌نداشته باشی ولی لغو کاربری بشی😭زندگیم تشکیل شده از عشقم و پسرم میمیرم واسه جفتشون❤یک بانو که قبلاً شاغل بوده ولی الآن شاغل در بخش مادریه😍
نه بابا یجوی شد که تقریبامامانم منو بهش نداد😂یعنی گفتم یه چیزایی بخواه که نتونه اونم هی زور زد نتون ...


 خوب ک ردش کردی 😂😂😂😂 وگرن هی نگاش می کردی 

هی میخندیدی 

😍✨دخترکوردم .میل به زندگی دارم🍩عشقم همسرمههههه💛💛 دلم برای سقز تنگ شده😭دیااارم 🍬🍬🍬تاپیکامو دنبال کنید 😁  تاپیک هایی که برای استاد زبانم میذارم رو نگاه کنید  و استفاده کنید .قطعا موفق میشید🍸من مدیونشونم .با این شرایط اقتصادی بد  به من کمک کرد به خودم بیام😊🌹امید هست

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

رفته بودیم پیاده روی کربلا با شوهرم و داداشش و همکار شوهرم . برادر شوهرم تو دلمو خالی کرد ک وسیله زیاد نیار جا نیس بذاری باید بندازی گوشه خیابون برگشتی معلوم نیس باشه یا نه خلاصه منه احمق با همون لباس تنم رفتم اضافه نبردم بیشتر واسه پسرم برداشتم . یه جا ک شب خوابیدیم گفتم خوبه لباسامو بشورم کثیف شدن تا صب خشک میشه . مانتو شلوارمو شستم و چادرمو پوشیدم شانس گند من لباسشویی نبود ک بندازم خشک کنه . هوا هم شرجی مثل شمال لباسام خیسه خیس ذره ای خشک نشد . صب شوهرم صدا زد بیایید بریم گفتم من لباسام خیسه شلوار ندارم گفت شلوار دادشمو بدم میپوشی گفتم مجبورم دیگه بده بپوشم . پوشیدم جا یکی دیگه هم میشد گفتم اندازه ام نیس گفت همکارم (خیرالله) یه شلوار داره میگه تاحالا نپوشیدم اونو میپوشی گفتم باشه بده بپوشم حالا شلوار چجوری بود پیژامه قهوه ای پاچه گشاده راه راه کرمی . کمرش کش داشت مجبور شدم بپوشم ب شوهرم گفتم ب خیرالله  بگو جلوتر بره ک من باهاش چشم تو چشم نشم یعنی هیشگی این بلا سرش نیاد 🤣🤣🤣

خوب ک ردش کردی 😂😂😂😂 وگرن هی نگاش می کردی  هی میخندیدی

فکرکن جلو خانوادش تعریف میکرد وااااااای پروردگارا

اصلا پسرجماعت جنبه ندارنااا خوبه بهم نگفت نامردی نشونم‌ندی😂😂😂وای یاابالفضل

کاربریم لغو شده واسه همین تاریخ عضویتم تازست🤕😥نامردی یعنی حرف بدی نزنی حتی تاپیک هم‌نداشته باشی ولی لغو کاربری بشی😭زندگیم تشکیل شده از عشقم و پسرم میمیرم واسه جفتشون❤یک بانو که قبلاً شاغل بوده ولی الآن شاغل در بخش مادریه😍
تعریف کن 

تعریف کردم . الان چند ساله خیرالله را میبینم قایم میشم تازه اینقد گشتم یه شلوار خریدم و میخاستم شلوار خیرالله را پس بدم گمش کردم شوهرم میگفت آبروما بردی پ دیگه چرا گمش کردی گفتم از بس قشنگم بودا 🤣🤣🤣🤣

رفته بودیم پیاده روی کربلا با شوهرم و داداشش و همکار شوهرم . برادر شوهرم تو دلمو خالی کرد ک وسیله زی ...

خیر ببینه باز خیرالله لباس داشته😂😂😂😂

کاربریم لغو شده واسه همین تاریخ عضویتم تازست🤕😥نامردی یعنی حرف بدی نزنی حتی تاپیک هم‌نداشته باشی ولی لغو کاربری بشی😭زندگیم تشکیل شده از عشقم و پسرم میمیرم واسه جفتشون❤یک بانو که قبلاً شاغل بوده ولی الآن شاغل در بخش مادریه😍
خیر ببینه باز خیرالله لباس داشته😂😂😂😂

لامصب سنش بالا بود ولی اسلش میپوشید چه اسلشی منم رو حساب همین ک دیدم تیپش خوبه گفتم آره بده بپوشم پیژامه را ک دیدم دلم میخاست گریه کنم فکر کن تو همون مسیر ک پیژامه خیرالله تن من بود یه عالمه دوربین صدا و سیما داشت مسیر پیاده روی را میگرفت من زیگزاگی راه میرفتم شوهرم گفت چرا اینجوری راه میری گفتم دوربینا را نمیبنی یکی اینو یکی اونور نمیخام پاچه ها خوشگلم رسانه ای بشن 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز