نه بابا یجوی شد که تقریبامامانم منو بهش نداد😂یعنی گفتم یه چیزایی بخواه که نتونه اونم هی زور زد نتونست مامانش هی گفت ما پشتشیم مامانمم گفت نه
یه ۶ماه بعد با شوهرم آشنا شدمو پاگیر شدیم🙈
اون پسره که پیشش سوتی دادم از نظر رده ی خانوادگی هم من بالاتربودم ازشون همش حالت ترحم داشتم بهش و از متوسط هم پایینتر بود واسه همین خودمم راضی نشدم که پیش بره چون درستمنبود. ولی خودپسره هم قشنگ بود همجذاب و بندسازی رفته و ایناخیلی از دخترای دانشگاه غشو ضعف میرفتن براش ولی اخلاقش مشنگ میزد😂 کلا شنگولو سرخوش بود مناسب تکیه گاه نبود