اسم یه رمانی رو یادم نمیاد ذهنم درگیر ش شده
اول رمان دختره قرص خورده خودکشی کنه پسره که باهاش رفیق بود میفهمه زنگ میزنه مادر دختره
دختره میبرن بیمارستان
پسره برادر رفیق صمیمی دختره بوده که بوتیک لباس داشته اسم رفیق صمیمی هم پری بوده که خیلی لاغر بوده
دختره توی یه کلاسی با یه پسره دیگه آشنا میشه تلفنی حرف میزدن بهش میگ که رشته ی که داده می خونه دوست نداره حتی چند تا عکس خودش رو برای اون پسره می فرسته از روی بچگی بعد پسره میفهمه و ..
جدا میشن باز دوباره بهم بر می گردن شب تولد خواهر پسره
پسره هم بهش اولتیماتوم میده
جزئیات زیاد یادمه ولی اسمش یادم نمیاد