تو خونه با شوهرم و بچه ها نشسته بودیم ،بچه ها بازی میکردن .منو شوهرمم مشغول کاری بودیم .بعد شوهرم دنبال کارت بانکیش میگشت.از بیرون خونمون یک صداهایی میومد(خونمون ویلاییه ،حیاط داره!تو حیاط هم انباری داریم)رفت از لای در بیرونو نگاه کرد!بعد یه دفعه ترسید،نمیدونم چی دیده بود(روبه روی در ورودی خونه ،در انباریه و درش بازه داخلش دیده میشه)رفت بیرون کارت بانکیشو اورد!
پرسیدم کارتت تو حیاط چیکار میکرد،گفت میخواستن ببرنش ،خوب شد دیدم!گفتم کسی که تو خونه نیومده !همه تو خونه بودیم !در حیاطم که بستست!جواب نداد....