دوران پشت کنکوریم بود
خونه مون هر روز دعوا بود ،یه خونه کوچیک با ۵ تا بچه
هر کی میومد یه نسخه ای برام می پیچید
باورت نمیشه از روی اجبار میرفتم تو سرما تو پارکینگ می نشستم تا درس بخونم حالا بماند مثانه ام درد می گرفت و...
منم روزای خوشی رو سپری نکردم، حال روحیمم که نگم بهت 🤦♀️
نه پشتوانه ای نه چیزی هچی
همین الانم یاد اون دوران می افتم دلم ریش میشه