۵ ماه با هم بودیم خیلی خوب بودیم میشه گفت فوق العاده..من از همه لحاظ سرترم همه میگن..
الان ۱۱ روزه کات کردیم و ۵ روزه حرف نزدیم
اولش از ی دعوا مثل دعواهای معمولیمون شروع شد تلفنی ب خاطر مردم سر من داد زد من ناراحت شدم و قهر کردم بعد اون اومد معذرت خواست ولی من دیوونه قبول نکردم ک کاش میکردم..🥲بعد اون ک من ی روز قهر بودم اومد گفت تمومش کنیم اولویتات برام مشخص شد بحث کردیم و اینا بعدش گفت اخلاقمون باهم خیلی فرق داره آینده ای نداریم باید کات کنیم بعد ک من قبول نمیکردم گفت تو ی سال ازم بزرگ تری و شهرت یک ساعت فاصله داره..بعد اونم آخرین بار ک حرف زدیم گفت من بلاتکلیفم و هیچی ندارم میترسم این همه سال اسیرم شی و بعد مدیونت شم و نشه ازدواج کنیم گفت ته دلم دوس دارم برگردیم ولی تضمینی برا آینده نیس..ک من قبول نکردم و تموم شد
از حرفاش چ نتیجه ای میگیرین؟من نفهمیدم درد اصلیش چی بود؟چیکار باید میکردم ک نکردم همه اینا چند روز بعد تولدی ک براش گرفتم اتفاق افتاد کلی احساس و هزینه براش کردم..اونم خیلی منو میخواست نمیدونم چی شد یهو اینجوری کرد..
دوستشم ی بار اوایل باهام حرف زد گفت دوست داره و دوس داره برگرده اون ب این راحتی کات نمیکنه ببین چی شده ک گفته کات..
نظرتون؟