2777
2789
عنوان

همکار پیر من

208 بازدید | 13 پست

سلام بچه ها امیدوارم حال همگی خوب باشه میشه لطفا به من بگید باید با این همکارم و رفتار خودم باهاش چیکار کنم من چهار ساله جای مشغولم که میشه گف توی یه شهر مذهبیه ما بخاطر شرایط خانوادم به این شهر اومدیم بخاطر عدم آشنایم به فرهنگ این شهر و کلا طبیعت خونگرمی که داشتم وقتی وارد این محل کار شدم با همه ی همکارم صمیمیانه رفتار کردم البته با رعایت چهارچوب اینو هم بگم که من تنها خانم محل کارم هستم و تمام همکارهای من مردن ،سرتونو درد نیارم تو اتاقی که من هستم یه همکار پیرمرد دارم که تقریبا همسن پدر من هستن و من در همون ابتدا رفتارم با ایشون مثل پدر خودم بود بارها هم بهش میگفتم که شما جای پدر من هستید ولی ایشون اصرار دارن من جای خواهرشونم   و اینو هم بگم که ایشون خیلی ادم مذهبی هستن خیلیی و روزای اولی که اومده بودم متوجه نگاهای خیلی سنگین این آقا میشدم طوری که من معذب میشدم حتی چند بار حتی یادم مثلا من چیزی به ایشون تعارف میکردم وقتی میخواستن بگن نه میل ندارن احساس میکردم سعی در این داره که دستمو لمس کنه اینا باعث شد من بشدت ازش منزجر بشم به طوری که تحمل حضورشو تو محل کارم نداشتم 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

نمیخوام قضاوت کنم ولی اگه نظرتون درباره ایشون درست باشه،قطعا مذهبی نیستن،چون آدمای مذهبی  واقعی چشم پاکن❗

من یک دختر چادریم،چادرم مشکیه.ولی تمام لباسهای خونگیم صورتیه...من یک دختر محجبه ام،خنده هام توی خیابون بلند نیست ولی  فضای خونه پر از خنده های شاد منه...چادرم مشکیه ولی دل مرده نیستم...من محجبه ای دلشادم،چون خدا رو دارم...خداجونم ممنونم که دارمت،خدایا شکرت🤲😍 سلامتی وظهور امام زمان صلوات(اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم)

تا اینکه یه حادثه ای واسه ایشون اتفاق افتاد که متاسفانه یه کم دچار فراموشی شدن خیلی دلم براش میسوزه ولی دست خودم نیس همچنان رفتارم با ایشون گاهی عصبی گونه و بد میشه جالب اینه که من همه جا سعی میکنم مراقب رفتارم باشم ولی با ایشون انگار کنترلی روی رفتارم ندارم مثلا وقتی یه چیزو بیش از دو بار ازم میپرسه ناخواسته عصبی میشم و سرش داد میزنم حتی گاهی حق با اونه و من اشتباه کردم 

نمیخوام قضاوت کنم ولی اگه نظرتون درباره ایشون درست باشه،قطعا مذهبی نیستن،چون آدمای مذهبی  واقعی ...

نه من به ادمهای مذهبی جسارت نمیکنم من اطراف خودم خیلی ادم مذهبی داریم که بشدت ادمای پاک و سالمو خوبین ،منظور از مذهبی چیزیه که خودشون انتقال میدن 

بنده خدا گناه داره خودت هم که داری میگی جای پدرته،فکر نمیکنی یکم رفتارت بی ادبانه هست نسبت به یک بزرگتر؟

رفتارهای قبلی اونم شاید واقعا بدون منظور بوده معمولا بعضی از آقایون سن بالا بدون منظور ممکنه مثل این آقا رفتار کنند و طرف مقابل را شاید به چشم دخترشون ببینند

طعنه بر خواری من ای گل بی خار مزن/ من به پای تو نشستم که چنین خوار شدم 
نه من به ادمهای مذهبی جسارت نمیکنم من اطراف خودم خیلی ادم مذهبی داریم که بشدت ادمای پاک و سالمو خوبی ...


منظورم همینه،بعضی آدمها فقط ظاهرشون مذهبی هست متاسفانه

من یک دختر چادریم،چادرم مشکیه.ولی تمام لباسهای خونگیم صورتیه...من یک دختر محجبه ام،خنده هام توی خیابون بلند نیست ولی  فضای خونه پر از خنده های شاد منه...چادرم مشکیه ولی دل مرده نیستم...من محجبه ای دلشادم،چون خدا رو دارم...خداجونم ممنونم که دارمت،خدایا شکرت🤲😍 سلامتی وظهور امام زمان صلوات(اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم)

امروز من بابد کار ایشون رو چک میکردم و ایرادات وارده رو بهش اعلام میکردو که اصلاح کنه و یه چند تا ایراد داشتن که بهشون گفتم اصلاح کنن یکی از از اون ایراد مربوط به یکی از کارکنان بود که حسابشون درست ثبت نشده بود و مشکل از یه شخص سومی بود ولی من اصرار داشتم که ایشون اشتباه کردن چون ارز حضور اون شخص سوم بی خبر بودم خلاصه که مثل همیشه من عصبی شدم و سرشون داد زدم ولی متوجه شدم که من اشتباه کردم ایشون گفتن که دیدید شما اشتباه کردید واسه چی سر من داد میزنی دیگه سر من داد نزن من گفتم باشه و الان بشدت عذاب وجدان دارم هر چی باشه جای پدر منه ، باید مراقب رفتارم باهاش باشم ، بگید من چیکار کنم که دیگه بهش بی احترامی نکنم 


بنده خدا گناه داره خودت هم که داری میگی جای پدرته،فکر نمیکنی یکم رفتارت بی ادبانه هست نسبت به یک بزر ...

ما خانومها  شامه ی قوی داریم بخصوص در تشخیص نگاها ، مثلا من یکبار حین کار متوجه نشده بودم که مقنعه ام بالاتر از سینه ام رفته باورتون نمیشه من از نگاه اون متوجه شدم که مقنعه ام بالا رفته و سریع اوردمش پایین ، البته از وقتی که مریض شدن بیچاره درست نمیتونه راه بره چه برسه نگاه ولی متاسفانه من اون رفتاراشونو نمیتونم فراموش کنم و خیلی روی رفتارم باهاشون تاثیر بد گذاشته 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز