خیلی دوسش دارم از اول ازدواجون تو کل این هشت ماه همه تلاشمو کردم تا اصلأ ازم ناراحت نشه خیلی کارا دوست داشتم ولی چون راضی نبود حاضر شدم بزارم کنار ولی دیشب تو بحث یهو برگشت گفت چه از خود گذشتگی تاحالا کردی؟ کلا خیلی مغروره تا میایم دو کلمه حرف جدی بزنیم ناراحت میشه که چرا با این لحن حرف زدی چرا اینجوری گفتی تو خیلی حساسی و فلان
دو هفته دیگه عروسیمونه دوست دارم قبل از اون یه دور کامل باهاش حرف بزنم و هر چی تو دلمه بگم ولی خیلی حساسه نمیدونم چجوری شروع کنم که یه ناراحتی جدید پیش نیاد