2777
2789

هممون دورکرسی نشسته بودیم و شام میخوردیم . برق ها از شدت بارش برف قطع شده بود و شمع کوچکی روشن کرده بودیم . صدای بارش برف شنیده میشد. شام قورمه سبزی در فضای نیمه تاریک خورده میشد . مادر تشک و لحافا رو آماده پهن کرده بود که بعد از شام به زیر لحاف بریم تا یخ نکنیم و راحتتر بخوابیم ..... 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792