طلاق گرفتن
بابام پی عشقو حال خودشه
مامانم با پسرعموی بابام صیغست ک زنو ۴ تا بچه داره🗿🗿
تا یچی بهش میگم از خونه بیرون میکنه
یبار خونه مامانبزرگم رفته بودم وقتی بیرون کرده بود
اومد اونجا گف خونه مامان من نیا
ک داییم اینا طبقه پایین مامانبزرگمن
منم میخواستم برم ک دوباره مامانم اومد گف کجا میخوای بری
گفتم دیگ اینش بتو مربوط نیست
ک داییم پشت سرم اومد تو کوچه زد لبو زیر چشمم ترکید 🗿
اره کاش همینی بود ک میگی