نسبت به همه چی شک دارم میگم باید درمورد هرچی که میاد به ذهنم بدونم و به یه نتیجه ای برسونم فکرایی که میاد به ذهنم رو ولی نمیتونم ، در مورد همه چی با جزئیات فکر میکنم مثلا میگم ترس چیه اصلا چرا باید بتزسیم نکنه یکی باشه که نترسه ؟ نمیتونم بیخیال این فکرا بشم
[QUOTE=273631126]اگه میخوای بگو چی شد که وسواس گرفتی و فکرات درمورد از اول که حساس بودم زود عصبانی میشدم هر وسیله ی کوچکی که گم میکردم ساعتها دنبالش میگشتم مثل گیره ی روسری وغیره تا پیدا ممیکردم خوابم نمیبرد مرداد ماه یه مزاحم تلفنی داشتم از اون به بعد بس فکرهای منفی کردم خوابم نبرد واین بلا سرم اومد
عزیزم من ارشد روانشناسی میخونم. این راهی که میگم کاملا علمیه. برای وسواس فکری مهم ترین راه درمان اینه که هر قدر فکرات بد، عجیب و غریب و بیهوده هم باشن مثلا سوالای بیهوده که گفتی به ذهنت میرسه. بهشون بی توجهی کنی. جلوشون رو نگیر یا به زور از ذهنت بیرون نکن. بزار خودشون از ذهنت بیرون برن هر موقع که خواستن. وقتی متوجه اون فکرا شدی بگو هه بازم همون چرت و پرت های ذهنی!! بعدشم به کار و زندگیت برس. محلشون نده به فکرها. هر قدر بیشتر محل بدی یا بخوای به زور از ذهنت خارج کنی بدتر و شدیرتر میشن.
اگه در حال حاضر دارو نمیخوری حتما پیش روانپزشک خوب برو. اگه قبلا هم اثر نداشته باشه دارو. الان دکترت رو عوض کن و تحقیق کن که پیش پزشک خوبی بری تو شهر خودتون