بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
عجب صبری طبیعت ساخته واسع ما،من ایوب زمانم•••ی شب، شب شب تیره انگا روح اَ تنت میره دل از ننه بابا از رفیق حتی اَ وطنت سیره:)سعی کن نباشد چیزکی تا مردم نگویند چیزها••• 🫠🚬هی اشکا میخواد بریزه من پلک میزنمُ میخندم:)...🌱گرگ رو از هر طرف بخونی گرگع،همین صداقتشع ک جذابش میکنع 🫠حاجی ی جوری حرف دیگران براتون مهمه ک انگار انگشت وسط ندارین..😐@سحر_هسدم
"انسان های موفق همان بچه پررو هایی هستن که روی شکست را کم کرده اند" [اگه کتاب خاص و مفیدی میشناسید بهم معرفی کنید.][جامعه زمانی حکمت و سعادت میابد که مطالعه کار روزانه اش باشد...!]
ارادتمند شما : کراش همه نی نی سایتیااا هستممم😎😂😌💕 کاربری تو دل برو ، جذاب و بی حاشیه 😏😂🥲سر دسته کمپین : #نه_به_حس_ششم ⚘شاید بهش اعتقاد داشته باشم ولی هیچ وقت توی نی نی سایت قبولش ندارم و هر کس که ادعا میکنه حس ششم داره فقط میخواد با روح و روان شما بازی کنه.......اینجام که شاید بتونم با حرفام به کسی کمک کنم و گرنه نی نی سایت هیچ سودی برام نداره😂💔 مشتاق شنیدن تجربیات و اتفاقات آموزنده🌻
ارادتمند شما : کراش همه نی نی سایتیااا هستممم😎😂😌💕 کاربری تو دل برو ، جذاب و بی حاشیه 😏😂🥲سر دسته کمپین : #نه_به_حس_ششم ⚘شاید بهش اعتقاد داشته باشم ولی هیچ وقت توی نی نی سایت قبولش ندارم و هر کس که ادعا میکنه حس ششم داره فقط میخواد با روح و روان شما بازی کنه.......اینجام که شاید بتونم با حرفام به کسی کمک کنم و گرنه نی نی سایت هیچ سودی برام نداره😂💔 مشتاق شنیدن تجربیات و اتفاقات آموزنده🌻
منشی خود من یک اقای ۳۱ساله نابیناست که مشکلی هم نداره تا خودش نگه کسی متوجه نمیشه
یه زن یا هزار مشکل وسخت جونی برادر شوهرم تالاسمی ماژور دیابتیه و نارسایی قلبی و ریوی ۱۵ ساله خون دل بزرگش کردم چه شب تا صبح بیمارستان بغلم بعد از تزریق خون یا دسفرال میلرزید چه خون دل ها خوردیم تا رسید به ۱۵ سالگی چه شب تا صبح دنبال دارو نبودم دنبال دکتر نبودم اتاقش به جای تخت نوجوان تخت بیمارستان با دستگاه اکسیژن هست چه شب هایی که میلرزید وبیهوش تو بغلم بود هر دوچرخه که میدید اون شب برای من و شوهرم ماتم بود درمانده ترینم از ارزوهایی که گفته و نوشته مینویسم دوست دارم برم کوه دوست دارم دوچرخه داشته باشم دوست دارم کاکائو بخورم دوست دارم تخمه بخورم فوتبال نگاه کنم دوست دارم زنداداشم به جای کیف دارو برام کیف ورزشی بزاره دوست دارم یه شب بدون ترس از ...بخوابم
هم امتحان کارگزاری گمرک دادم هم شرکت حمل نقل با شوهرم وخانوادش شرکت تاسیس کردیم
یه زن یا هزار مشکل وسخت جونی برادر شوهرم تالاسمی ماژور دیابتیه و نارسایی قلبی و ریوی ۱۵ ساله خون دل بزرگش کردم چه شب تا صبح بیمارستان بغلم بعد از تزریق خون یا دسفرال میلرزید چه خون دل ها خوردیم تا رسید به ۱۵ سالگی چه شب تا صبح دنبال دارو نبودم دنبال دکتر نبودم اتاقش به جای تخت نوجوان تخت بیمارستان با دستگاه اکسیژن هست چه شب هایی که میلرزید وبیهوش تو بغلم بود هر دوچرخه که میدید اون شب برای من و شوهرم ماتم بود درمانده ترینم از ارزوهایی که گفته و نوشته مینویسم دوست دارم برم کوه دوست دارم دوچرخه داشته باشم دوست دارم کاکائو بخورم دوست دارم تخمه بخورم فوتبال نگاه کنم دوست دارم زنداداشم به جای کیف دارو برام کیف ورزشی بزاره دوست دارم یه شب بدون ترس از ...بخوابم