2777
2789
عنوان

خیلی گریه کردم

208 بازدید | 16 پست

من و اون پنج ماه باهم بودیم روزای خوبی داشتیم قرار بود وقتی شرایط جور شد ازدواج کنیم رابطمون خیلی نزدیک بود حتی از راه دور تلپاتی داشتیم و حس همو می‌فهمیدیم..

من ازش یک سال بزرگ ترم شغل دارم اون هیچی نداره هیچ کاری نکرده ..اوایل اینا رو نمی‌گفت ولی الان میگه خانوادم ممکنه مشکل داشته باشن و من تضمین برا آینده نمیدم من بلاتکلیفم و چهار پنج سال بعد تو میشه نزدیک ۳۰ سالت و من مدیونت میشم..اولش از ی دعوا شروع شد و اینا رو یادش افتاد 

گفت اخلاقمون ب هم نمیخوره شرایط نداریم و از این حرفا 

من اصرار کردم گفتم نه رابطمون حیفه و قبول نمیکردم کاتو تا اینکه تصمیم گرفتم منطقی باشم..حداقل در ظاهر 

قرار شده بود حضوری حرف بزنیم ولی امشب پیام داد و حرفامونو زدیم 

انگار ی کم پشیمون شده بود می‌گفت من ته دلم دوس دارم برگردیم ولی تضمینی برا آینده نیس و تصمیم نهایی رو بر عهده تو میذارم 

منم گفتم با این چیزایی ک تو میگی ادامه ندیم بهتره 

خیلی بد بود هردومون گریه کردیم 

فک نمیکنم بتونه دل بکنه و باز میاد 

ب نظرتون این رابطه چی میشه؟کاش از اول شروعش نمی‌کردیم💔




:)

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

حرف قشنگی نیست ولی بهتر ک الان تموم شد 

حرفش درسته وقتی هیچ چیزش مشخص نیست بعد پنج سال بیاد و بگه نمیشه؟

تو دختر مستقلی هستی دستت تو جیب خودته توی اجتماعی 

منتظر قسمت خودت باش منتظر پسری ک نتونه تحت هیچ شرایطی ازت دل بکنه 

پسری ک مثلا گریه کنه و دل بکنه این چ عشقیه 

یا فاطمه زهرا ازت ممنونم❤️

خوب ادم تا شزوع نکنه نمیدونه خوبه یا بده 🤭وقتی میگه تصمینی برای اینده نیست یعنی اگر جدایی بود پسره مقصر نیست .الان پنج‌ماه وابسته دو سال دیگه میشه دوسال و پنج ماه.کدومش سخت تره ؟؟؟؟؟؟

خوب ادم تا شزوع نکنه نمیدونه خوبه یا بده 🤭وقتی میگه تصمینی برای اینده نیست یعنی اگر جدایی بود پسره ...

آره بهش گفتم تو داری الان اینو میگی ک بعد بگی من بهت گفته بودم 

گفت نه اگه نشه هزار بار معذرت می‌خوام ازت و این حرفا 

:)
سعی کن فراموشش کنی کاری نکن بعدا خودت پشیمون شی و حس آویزون بودن بهت دست بده اگه بخوادت خودش میاد سم ...

همین کارو کردم سعی کردم منطقی باشم و جدایی رو قبول کنم 

:)
منم گریه کردم من یه خواستگار داشتم شرایط عالی خودمم دوستش دارم خیلی از فامیل دور دامادمون  بو ...

وای خدای من چ حسودایی پیدا میشن🥲کاش با مامانت آروم و منطقی حرف می‌زدی 

نگران نباش الان دیگه کاریه ک شده اگه قسمت باشه اتفاق میفته

:)
آره بهش گفتم تو داری الان اینو میگی ک بعد بگی من بهت گفته بودم  گفت نه اگه نشه هزار بار معذرت ...

معدرت اون دردی دوا میکنه 😐به زبان بی زبونی داره دکت میکنه.پسری که بخواد دختری رو بدست بیاره همه جوره تلاش میکنه.مجبوره این حرفا بزنه ناراحتتیت بعد کات کمتر باشه .پسرا گاهی واسه سرگرمی دوست میشن چاره ای ندارن یه قول ازدواجم کنارش بدن بعد پشیمون میشن.مگر نه شرایط خودش اول دوستی هم میدونست همین بوده 

عزیزم اینا فقط بهونس اگه اون تورو بخواد تا وقتی ک بیاد خواستگاریت همه تلاششو میکنه ک آیندتو بسازه نکه تو پنج ماه این تصمیم و بگیره ک نمیتونه آیندتو بسازه. بس لطفا ن التماس کن ن چیزی بزار الان تموم بشه ک راحت تر باشه برات تا وقتی ک خیلی وابسته نشدی

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز