۴تا دختر داشت و ۲ تا پسر بعد این خانم موقع بدنیا آوردن یکی از دخترا چون حالش خوب نبوده سپرده ب کسی دیگه بعد اون زن و شوهر که سپرده بهشون بچه دار نمیشدن این بزرگ میشه میره مدرسه مادر اصلی بچه میره مدرسه اونجا وایمیسته میبینتش بعد اون خانمه میفهمه تهدیدش میکنه که دوباره نیاد دنبال بچه بعد بزرگ میشه ازدواج میکنه صاحب ی دختر میشه بعد خواهراش پیداش میکنن و باهاش قرار میزارن و قضیه بهش میگن اونم می گفته که وقتی بچه بوده میتونسته این قضیه رو الان اون خانمه که نگهش داشته زنده است و هنوز بهش نگفته خانوادش پیدا کرده چون بیماری قلبی داره