زنه پشت سرش بود گفت کافر میکشمت دختره هم چون کاراته بلد بود زدش چنتا و بعد با چای ساز اینقدر زد تو سرش کشتش ... دیاکو گفت جنازه رو گم وگور کن ... اینم لای پتو پیچید از پله ها بالا کشید برد دستشویی و درو ازون ور بست نتونه کسی باز کنه ... بعد به همه گفت صبح که از خواب بیدار شدم نبوده ...
ایناهم همه جا دنبالش گشتن بعد مردا رو آوردن بگردن
اینم به مردا گفت کافر شده بوده و میگفت میخوام فرار کنم
بعد یه پنجره تو دستشویی بود ازونجا آشغالارو مینداختن پایین جنازه رو از پنجره پرت کرد پایین ...
بعد فرمانده دستور داد زندانی کنن آیسانو گفت چون تو آخرین نفر باهاش بودی... آیسان تو زندان یه سنگ گذاشت دهنش و دندونشو شکست تا بتونه بره دندون پزشکی ...
دیاکو و اون پسره داشتن میرفتن شهری که دختره بود برای نجات ... دیاکو زیر ماشین قایم شده بود .. داعشی چوب کرد تو باک بنزین .. دید چوب نرفت داخل .. فهمید باکو کوچیک کردن ... شروع کردن فیلم گرفتن و میخواستن مرده رو بکشن که تموم شد ..
آیسان دوباره گوشی رو گذاشت تو پلاستیک و توی دستشویی قایم کرد ..