یکی از فامیلامون دماغشو عمل کرده دیگه باهامون صمیمی نیست و حرف نمیزنه و یهو خودشو گرفته این به کنار
چند کلمهای هم که حرف میزنه همش داره میگه همه نگام میکنن و چشمم میزنن و واسه همین و ان یکاد بسته گردنم و این حرفا
خیلی هم قشنگ نشده ها
فکر کنم نگاه میکنن بیشتر واسه اینکه ببینن کار دکتر چطور بوده یا نمیدونم...
لجم میگیره ازش حس بد میگیرم اصلا دوست ندارم قیافشو ببینم وپای این چرندیاتش بشینم