مغرورم و خیلی اضطرابی و بابت هر چیزی که میگم تا یه سال بعدش میگم شاید اون حرف و رفتار مناسب نبود و خودم و سرزنش میکنم از درون تنها و خیلی غمگین هستم ولی هیچ وقت این و نشون بقیه ندادم حتی موقعی که ابتدایی بودم هم هم کلاسی هام که سر هر چیز چرت و پرتی گریه میکردن من بیتفاوت بودم و همکلاسی هام میگفتن که ما اصلا گریه... رو ندیدیم بعدش هم تو ابتدایی یه دوست خیلی صمیمی داشتم که ۲ سال باهاش دوست بودم ولی از راهنمای به بعد یکی دو بار دوست شدم و به ۱ ترم نمی کشه که جدا میشیم الان هم تو دبیرستان همکلاسی هام رو می بینم که دوست هستن و .. بهشون حسودیم میشه و مثلاً وقتی که یه زنگ بیکاریم همه با دوست هاشون اون هم نشد با بغل دستیشون مشغول صحبت و .. هستن ولی من همش تنها میشینم من کلا نمیدونم چرا باید با همه متفاوت باشم از درون از نظر خودم غمگین مهربون و شکست خورده و نا امید هستم و از بیرون کلا مغرور و سرد و موفق و با امید جلوه میدم و این وسط هم مغزم یه چی دیگه میگه که تو نه شکست خوردی و نه موفق شدی باید تلاش کنی تا به حدفت برسی در مورد دوست هم اونقدر حرف ها هست که دیگه جایی برای حرف زدن مغزم نمونده تازگیا هم از تنهایی همش دارم با خودم حرف میزنم تو ذهنم و اینکه والدینم هم خیلی محدودم میکنن و صبح تا شب خونه تنهام و بعضی وقتا چون درس دارم مهمونی اینا هم نمیرم مسافرت هم کلا منیزیم بیرون کلاس هم از بچگی نمیرفتم تازه والدینم هم برای کار چند روز میرن یه شهر دیگه و من دیگه از تنهایی رد دادم دلم میخواد فقط فیلم ببینم و یا رمان بخونم و یا هم خیال بافی کنم که از داستان زندگی خودم به یه داستان شیرین پناه ببرم و ارزو کنم تموم نشه
نخونین هم اشکالی ندارد فقط دلم سبک شد گاهی اینجوری نوشتن برام خوب میاد
هرچقدر هم که بگردی زندگی مثل مستی یا دیدن خواب یه زندگی دیگست
تنهایی بد نیست.... زمان که بگذره اول بهش عادت میکنی بعد ازش لذت میبری... بعدشم منم همینطورم دوستای خیلی کمی دارم... دقیقا شبیه همین که تو میگی ولی داخل محیط دانشگاه فقط... سخت نگیر در کل
تنهایی بد نیست.... زمان که بگذره اول بهش عادت میکنی بعد ازش لذت میبری... بعدشم منم همینطورم دوستای خ ...
از وقتی که بچه بودم هی والدینم تو گوشم خوندن که دوست اینجور هستش و دوست اونجور هستش و بد هستش و فلان هستش الان یا رو خیلیا یه چیزی میگم و میگم خوب نیست و یا از غرورم هست یا نمیدونم از بی تجربه گیم هستش که نمیدونم باهاشون چجوری دوست شما و یا هم اونا از من خوششون نمیاد ..
هرچقدر هم که بگردی زندگی مثل مستی یا دیدن خواب یه زندگی دیگست
خدا با بنده اش یکی نیست بخاطر همین هستش که اون قوی تر از همه هست درسته من خدا رو دارم با اینکه بنده زیاد خوبی براش نیستم ولی خب به جز اون هیچکس خود واقعیم رو نمیشناسه و باهم زیاد نزدیک نشدیم حتی والدینم هم ازم خیلی دورن جوری که بعضی وقتا بعضیا میگن بدون اونا نمیتونن یه دانشگاه دیگه بخونن من برام اصلا فرقی نداره شاید یه سیاره دیگه باشم و ۲ سال یک بار دلتنگ بشم اونم شدید نه
هرچقدر هم که بگردی زندگی مثل مستی یا دیدن خواب یه زندگی دیگست
از وقتی که بچه بودم هی والدینم تو گوشم خوندن که دوست اینجور هستش و دوست اونجور هستش و بد هستش و فلان ...
اره کاملا درکت میکنم... شایدم ریشه توی کودکی داشته باشه.... ولی خودتو بابت اینکه دوستی نداری یا هر چیزی سرزنش نکن... یا حتی بخای خدتو تغییر بدی... مطمئن باش اون ادمی که بخاد در کنارت باشه به عنوان دوست و رفیقت همینجوری که هستی تو رو میپذیرتد.... مطمئنم دختر قوی و باهوشی هستی و به موقعش یه دوست مثل خودت پیدا میکنی....
دوست داشتی چنتا کتاب معرفی کنم بخون... احتمالا کمکت کنه...
منم آدم حساس و مغروری هستم ولی برعکس شما تنهایی رو بیشتر میپسندم و وقتی ببینم کسی باهام زیاد صمیمی ش ...
منم زیاد از شلوغی خوشم نمیاد چون احساس میکنم که توش گم میشم ولی حداقل باید یکی باشه که باهاش حداقل درددل کنم حرف بزنم هیچکس نیس حتی پدر و مادرم حتی ارتباط معمولی هم با افراد دور و برم ندارم
هرچقدر هم که بگردی زندگی مثل مستی یا دیدن خواب یه زندگی دیگست
تو کتابخونه اینا پیدا میشه؟ ممنون میشم معرفی کنی برا منی که همه زندگیم شده کتاب درسی و رمان زیاد خون ...
احتمالا بشه... نهایت میتونی انلاین بخری
میتونی با کتاب زبان بدن شروع کنی همزمان باهاش کتاب چطور با هر جور ادمی ارتباط برقرار کنیم رو بخونی... این دو تا خیلییی کمکت میکنه... بعدش اگر خوندی و علاقه داشتی بگو تا یکی دو تا کتاب دیگه هم معرفی کنم که اونا هم موثرن...
چرا خب عزیزم شما بحثو بابقیه ادامه بدین و شوخ طبع باشین خودشون جذب میشن چنسالته؟
خب بحث همینه که نمیتونم شوخ باشم چون به ازای هر حرف درست و نادرست خودم و سرزنش میکنم که نکنه از این حرفم ناراحت بشن و یا به خاطر همین حرفم مسخرم کنن و یا فکر های دیگه من ۱۶ سالمه
هرچقدر هم که بگردی زندگی مثل مستی یا دیدن خواب یه زندگی دیگست