2789
عنوان

دخترم

74 بازدید | 0 پست

دخترم! با تو سخن ميگويم

گوش كن، با تو سخن ميگويم 

زندگي در نگهم گلزاريست و تو با قامت چون نيلوفر ـ شاخه پر گل اين گلزاري

من در اندام تو يك خرمن گل مي بينم، گل گيسو ،  گل لب ها  ـ  گل لبخند شباب

من به چشمان تو گل هاي فراوان ديدم.

گل تقوا ، گل عفت ، گل صد رنگ اميد، گل فرداي بزرگ ،گل دنياي سپيد 

ميخرامي و تو را مينگرم، چشم تو آينه روشن دنياي منست

تو همان خرد نهالي كه چنين باليدي، راست چون شاخه سر سبز و برومند شدي

همچو پر غنچه درختي، همه لبخند شدي

ديده بگشاي و در انديشه گلچينان باش ،همه گلچين گل امروزند، همه هستي سوزند

كَس بفرداي گل باغ نمي انديشد

آنكه گرد همه گلها به هوس ميچرخد ،  بلبل عاشق نيست

بلكه گلچين سيه كرداريست ، كه سراسيمه دَود در پي گلهاي لطيف ـ

تا يكي لحظه بچنگ آرد و ريزد بر خاك ، دست او دشمن باغ است و نگاهش ناپاك

تو گل شادابي به ره باد مرو ، غافل از باغ مشو

اي گل صد پر من، با تو در پرده سخن ميگويم 

گل چو پژمرده شود جاي ندارد در باغ، گل پژمرده نخندد بر شاخ

كَس نگيرد ز گل مرده سراغ

 دخترم! با تو سخن ميگويم

عشق ديدار تو بر گردن من زنجيريست

و تو چون قطعه الماس دُرشتي كمياب ، گردن آويز  بر اين زنجيري

تا نگهبان تو باشم ز حرامي درشب ، بر خود از رنج به پيچم همه روز

ديده از خواب بپوشم همه شام ، خواب بر دیده من هست حرام

دخترم، گوهر من- گوهرم، دختر من 

تو كه تك گوهر دنياي مني- دل به لبخند « حرامي » مسپار

دزد  را « دوست » مخوان- چشم اميد بر ابليس مدار

ديو خويان پليدي كه سليمان رويند، همه گوهر شكنند

ديو  كي ارزش گوهر داند ؟ نه خردمند بود آنكه اهريمن را، از سر جهل، سليمان خواند

دخترم ـ اي همه هستي من 

تو چراغي، تو چراغ همه شبهاي مني ، به ره باد مرو ، غافل از باغ مشو

تو گُلي، دسته گل صد رنگي، پيش گلچين منشين

تو يكي گوهر تابنده بي مانندي ، خويش را خوار مبين

***

آري اي دختركم، اي سرا پا الماس

از « حرامي » به هراس- قيمت خودمشكن

قدر خود را بشناس- قدر خود را بشناس

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792