2777
2789

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

شوهرم تو اتاق بالا خوابیده بود با یه رکابی سفید گرمش بود 

منم اتاق خواب پایین از لای در دیدم همونطور لخت رفت آشپزخونه دنبالش رفتم آب بخورم دیدم نیست 

تعجب کردم رفتم بالا دیدم خوابه خوابه ببخشید از گوشه لبشم آب دهن ریخته بود معلوم بود دل خوابه

شوهرم تو اتاق بالا خوابیده بود با یه رکابی سفید گرمش بود  منم اتاق خواب پایین از لای در دیدم ه ...


خیلی ترسیدم البته من از این موارد زیاد دارم 

فرداش به مدت دو هفته تمام بدنم تاول قرمز زد میدونستم چم شده 

من هوشبری خوندم یه شب رفتم ای سی یو روزای اولی بود که سرکار میرفتم ساعت ۳نصف شب بود همکارم گفت میری سرم تخت فلان رو نگاهی بندازی اون موقع ها ای سی یو اتاق اتاق بود لامپای بالای تختا فقط روشن بود رفتم توی اتاق دو تا مریض هر دوتا تو کمای عمیق داشتم سرم این یکی رو تنظیم میکردم یهو دست اون مریض کناری که پشتم بهش بود محکم خورد به پام.. من جیغ🤪 مریضه از کما دراومد😂

حال راباید فهمید،، پرسیدن راهمه بلدن👍

یه بار تو جاده دستشویی داشتم داشتم منفجر میشدم 

بعد بابام نگه داشت که از این دستشویی بین راهیا استفاده کنم 

جلوی دستشوییه تاریک تاریک بود 

رفتم تو دیوارای صورتی چرک داشت بعد یه در نیم باز بود و یه صدای زمزمه میومد 

من فکر کردم شاید یه مامانیه میخواد بچش جیش کنه داره باهاش حرف میزنه چون صدای هواکش بلند بود زیاد اهمیت ندادم 

آقا کارم که تموم شد دیدم همچنان دره نیم بازه رفتم دیدم هیچکی توش نیست 

منو میگی دو پا داشتم دوپا قرض کردم حالا ندو کی بدو 

دیگه از اون موقع دستشویی اونجا نرفتم 😂

گر نگهدار من آنست که من میدانم / شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد. 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز