سلام خانوما لطفا خواهرانه درددلمو گوش کنین.من باردارم و ماه آخر بارداریمه چیزی به زایمانم نمونده.دیشب هرچی ب شوعرم ز زدم مشغول بود اومد خونه گفت گوشیم خرابه و فلان منم چون واقعا گوشیش خرابه چیزی نگفتم صبح دلم آشوب شد همراه من نصب کردم دیدم همون تایم با ی شماره ۱۴ دقیقه صخبت کرده.و کلی هم از صبح اس داده غیر از تایمی ک پیش من بوده.داشتم میلرزیدم ز زدم خانوم بود نگو خانومیه ک محل کارشون کار میکنه.اولش حاشا کرد بعد دید حالم بده گفت میدونستم حساسی بهت نگفتم چون بارداری این خانمه ی مشکلی داره ک من ب واسطه ی نفر کمکش میکنم اما این جدیدا خیلی پیام میده فلان خودمم خسته شدم از دستش.ز زد ب اون واسطه اونم تایید کرد ک داریم کمکش میکنیم.حالم خرابه خراب.
لطفا کاربر آقا پیام ندن و ریپلای و لایک نکنن.ممنون
من بارها ازاین زنیکه ها توزندگیم اومده ک شوهرمو خرکنن ولی من به شوهرم گفتم هروقت خاستی خیانتی کنی راه بازجاده دراز...فقط خونه نیا نبینمت...اونم نقطه ضعفش این بی اهمیتی که من میکنم میترسه از اون روز
دوست پسره چیش بوده آخه شوهرت ک تازززززه با واسطه کمک کنه ب یه خانوم ؟؟؟؟؟؟
بعد تازه ادعا قهرمانیشون هم میشه بگو من اگ با واسطه کمک میکردم ب یه پسر تو قبول میکردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
جایی خوانده بودم که درد آدم را بزرگ میکند و روح را صیقل میدهدو تجربه را زیاد میکند. هیچ جا ننوشتهاند که درد با یک زن، با یک مادر چه میکند. مادران درد کشیده یا زود میمیرند، یا برای همیشه میروند، یا میمانند با چشمانی که رنگِ بیتفاوتی گرفته استو دستانی که زیر ناخنهایش جز درد چیزی نمیروید، و گیسوانی که رقص بر شانههای زنانه را به خاطر نمیآورند. مادرانی بی هیچ آرزویی، با دنیایی کوچک. دنیایی بسیار بسیار کوچک. هیچکس از مادرانی که به بهشت نمیروند چیزی ننوشته است.