2777
2789

من احساس گل را شناختم

زمانی که پژمرده شد

من زندگی را دیدم

زمانی که مرده می خندید

من عشق را دیدم

در چشمان پیرمردی گریان

من وحشت را دیدم

در گلوی خواستن ها

من ستاره دیدم

در هم زمانی طلوع

مهربانی دیدم

در چشم فقیری محزون

باران چشم هایم را شست

و من چشم به راه تو

کور سویی که در شب گم شده بود

در پی گمشده ای که خود بودم

و تو هرگز پیدا نمی شوی

تو در من گمشده ای

منی که دگر من نیست

تاریکی مرا در برگرفته

و من دیگر تنها نخواهم بود............

mahyar

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز