بی نهایت ببین مثلا اولین بار بهش هدیه دادم شب خواستگاری بود چون اذیتش کرده بودم خواستم از دلش دربیارم اینقد ذوق کرد کلا همش میگه تو خیلی مهربونی ولی بچگکم عقده داره وکمبود هر کاری میکنم براش خیلی عجیب غریب میبینه
ای وای از این عشق که باز اومده خونه خرابم کنه .دنیا دنیا این خونه خرابی رو دوست دارم خودم دلم میخواد خونه خراب تو باشم .
تو نمیری خب میزنه به گریه زنگ میزنه به مامانشا حالا بیا آرومش کن
مادر نداره طفلی
جالب اینه پدرشوهرمم بهم میگه خیلی وابسته تو شدم هر روز بهم زنگ میزنه حال واحوال .قبلا که یه شهر دیگه زندگی میکردیم بهم زنگمیزد نمیخاین بیاین خیلی ادم خوبیه من شوهرم وپدرشوهرم چهار پنجسال تنها زندگی کردن بخاطر فوت مامانش الان که من به عنوان یه زن رفتم خونشون به شوهرم وپدرشوهرم خیلی خوش میگذره خخخخ پدرشوهرم بیچاره نمیزاره خونش غذا بپزم از بیرون میگیره که من مثلا اذیت نشم خواهرشوهرمم تازه اومدن شهر ما چون شوهرش تاره منتقل شده کلا نبوده منم دلم براشون میسوزه غذا درست میکنم طفلکا همش میگن کوکو سبزی کوکو سیب زمینی وکشک واینجور چیزا هوس داریم
ای وای از این عشق که باز اومده خونه خرابم کنه .دنیا دنیا این خونه خرابی رو دوست دارم خودم دلم میخواد خونه خراب تو باشم .
از اینکه شوهرم عصبی باشه بد دهن باشه هیز باشه مثل الان بابام اعصابمون رو هی خورد کنه در کل از اینکه زندگی رو زهرمارم کنه بخاطر همین ترجیحم اینه مجرد بمونم