تقریبا وقتی ی دختر و پسری کوچک بون مثلا ۱۴-۱۵ سال اینا فنچ بودن باهم دیگه دوست بودن
پسره خیلی به دختره ابراز علاقه میکرد و همش حرف از ازدواج میزد که یعنی قطعا قراره ما ازدواج کنیم
خداییش هم پسره دختررو دوست داشت
ولی دختره یکم چوسی میومد و ناز میکرد زیاد تو رابطه گرم نبود
ی تایمی که کات کردن دختره با یکی دیگه دوست شد
پسره چندباری اومد با هرترفندی دختررو برگردونه ولی دختره خیلی بد باهاش رفتار کرد و این رابطه تموم شد
البته که دختره رابطش خیلی زود با دوست پسر جدیدش تموم شد
بعد از چند سال پسره با ی دختری دوست شد و الان حدود ۴ ساله که باهم هستن و تقریبا همه هم از رابطشون خبر دارن و رفت و آمد خانوادگی دارن و خیلی صمیمی بنظر میرسن و فاز ازدواجی دارن فک کنم ( البته پدر دختره انگار نمیدونه)
بعد از حدود هفت سال این دخترو پسر همدیگرو دیدن و هردو خودشون زدن به اون راه
دختر الان چندوقته که دائم به اون پسره فکر میکنه ولی فکر نمیکنه که دیگه راه برگشتی وجود داشته باشه
نظرتون چیه یعنی ی پسر گذشته رو کامل فراموش میکنه؟
اون موقع چون بچه بوده شاید ی احساس بچگانه داشته