2777
2789
عنوان

گیرنده : خدا

56 بازدید | 1 پست

یک روز کارمند پستی که به نامه‌ هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می‌کرد متوجه نامه‌ای شد که روی پاکت آن در بخش گیرنده نوشته شده بود: «خدا»

با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته شده بود: «خدای عزیزم، بیوه زنی هشتاد و سه ساله هستم که زندگی‌ ام با حقوق ناچیز بازنشستگی می‌گذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید. این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می‌کردم. یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده‌ام، اما بدون آن پول چیزی نمی‌توانم بخرم.هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم.تو ای خدای مهربان،تنها امید من هستی،به من کمک کن...»

کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد. نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند. در پایان نود و شش دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند. همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند.عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت،تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید که دوباره در بخش گیرنده نوشته شده بود: «خدا»

همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند.مضمون نامه چنین بود:


«خدای عزیزم،چگونه می‌توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم.با لطف تو توانستم شامی ‌عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم.من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی.البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته‌ اند!»

بیچاره ها...ندونسته چه تهمتایی زد به کسایی که کمکش کردن...چقدر احمق بوده فکر کرده خدا پول فرستاده...و البته پر توقع

کاش تو بودی تو سرنوشتم،کاش فقط با خیالت طی نمیشد زندگی من،زیباترین روز برایم حتی یک روز زندگی با توست
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   hedie__bbh  |  45 دقیقه پیش
توسط   بیبیگلیی  |  1 ساعت پیش