پاییز پارسال بود دخترخالم روپسرعموش کراش داشت یبارکه خونشون بودن در حال ظرف شستن ازتوآشپزخونه باباشوصدامیکنه میگه باباجونم قرصاتونوخورردین بعدصدای باباشونمیشنوه که باباش درجوابش گفته قرصام که تابستون تمام شده یهوهمه سرابرمیگرده سمتش که قیافه ضایع شدنشوببینن ولی
اینم فکرمیکنه باباش گفته نخوردم میگه خوب بخورباباجون خطرناکه مرتب نخوری بازباباش میگه چهارماه پیش تمام شده بودالان میگی
😂😂😂😂😂😂