بزار ی چی برات تعریف کنم ، ی بار آرایشگاه بودم اومدم بیرون بعد شوهرم تو ماشین منتظرم بود , بعد جلو در آرایشگاه دو تا مرد بودن یکیشون قربون صدقم رفت بدددد منم که سرم پایین بود رفتم سوار ماشین شدم دیدم شوهرم داره پیاده میشه گفتمکجا میری گفت اون بی ناموس چی گفت ؟ گفتم والا هیچی چی داری میگی ، گفت دروغ نگو خودم دیدم رو به تو حرف زد گفتم نه اشتباه میکنی بخدا من هیچی نشنیدم بریم توروخدا !!!!! من اون روز قسم دروغ خوردم میدونی چرا ؟ فقط برا اینکه شرررر بخوابه من که اینکاره نیستم شکر خدا پس بزار مردای بیشرف هر چقد دوس دارن متلک بندازن تا جونشون درآد