31سالمه تالا هیچ خواستگاری نداشتم
مامان بابام هم کلا تالا هرکار کردنو میکنن بخاطر خونوادشون
اول خواهر برادراشون بعد ما بچه ها
باز بین بچه هاشون هم الوییت بندی
اول برادرم بعد خواهر کوچکترم بعد پیش بابام من
مامانم ک کلا با من نداره
فقط منو بخاطر کاراش میخواد
بادانشگاه رفتن من مخالف بود کلا باهرپیشرفت من مخالف
هر وقت ک میخوام چله ای شروع کنم
مامانم باهام دعوا میکنه کلا هر روز دعوا داره الکی باهام
خیلی وقتا فکر خودکشی بسرم میزنه ولی از اخرعاقبتش میترسم
خسته شدم نمیدونم دیگه چیکار کنم
کاش خدا مرگ طبیعیمو برسونه