بچها امروز رفتم خونه خالم
تازه زایمان کرده بود چون عمل شده بود
دیگه بزور بلندش میکردیم ک یکم راه بره البته تازه نبود یه شیش هفت روزی میشد ک عمل کرده بود..
بعد هیچکس تو اتاق نبود منو خالم و یه خاله دیگم بودیم
بعد خالمو بلند کردیم خالم دستشو روی شونه من گزاشت و اون یکی خالمم داشت کمک میکرد
با اینکه خالم زیاد سنگین نبود
ولی نمیدونم چی شد ک حالم بد شد چشمام سیاهی رفت و سرم گیج میرفت با یه دست داشتم ب خالم کمک میکردم با یه دست دیگه خودمو ب دیوار نگه داشتم ک بتونم راه برم
چون واقعا حالم بد شد چشمامو بزور باز میکردم کلا دورو برمو سیاهی میدیدم و با کمک دیوار تونستم دو قدم راه برم
گفتم اگه دیوارو ول کنم همینجا غش میکنم و خالم شاید اتفاقی براش بیوفته و آبروم میره دیگه دو قدم ک بیشتر رفتیم واقعا دیگه نمیتونستم راه برم حس کردم فشارم کلا افتاد
ک یهو اون خالم ب من گفت تو برو بشین بعد همینکه خالم دستشو از روی شونم برداشت
نشستم دو دقه بعد حالم خوب شد
بنظرتون چرا اینجوری شدم این اتفاق طبیعیه و واسه شما هم پیش اومده؟؟؟
اولش زیاد مهم نبود برام..ولی الان یهو همونجوری شدم
خیلی نگرانم میترسم یه مشکل جدی باشه