بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خیلی تلخه مخصوصا اگه مادر مهربون و خوش اخلاقی بوده باشه دل کندن ازش خیلی سخته خیلی. مادر منم یه الگو بود تو اخلاق از همه نظر عالی بود صداش رو یکبار بلند نشنیدم نشنیدم غیبت کسی رو بکنه ندیدم با هیچ کس کودورتی پیدا کنه جواب بدی ها رو با صبر میداد همیشه امید تو چشمهاش بود اشکش رو یکبار تو مراسم مادرش دیدم یک کوه بود یه کوه استوار پر از درد اما سرشار از امید همش دنبال پیشرفت بود خدایا هر جا که هست شادش کن شادیه منو بگیر اونو شاد کن من نتونستم تو این دنیا شادش کنم مجالم ندادی خودت به کرمت شادش کن حسرت به دلم موند بتونم شادش کنم فرصت ندادی دلم پر از حسرت شد ولی باز دستم به سمت تو درازه که شادش کنی
خدا مادر مهربونتو بیامرزه روحش شاد مادر منم خیلی خیلی مهربون و با گذشت بود حیف صد حیف که از دست دادم ...
دنیا یه دروغ شیرین بود با تو باورش کرده بودم اما از وقتی لبخندت نیست فهمیدم مطمئن شدم دروغه دیگه برام نه ارزشی داره این دنیا نه دلخوشی دارم فقط ادامه میدم بعد تو ولی میدونم عاشق خوشحالی من بودی پس خوشحالم از عمق وجودم شاد میشم فقط به خاطر اینکه تو شاد باشی. مادرم دنیا مظلوم تر از تو پیدا نکرد بمیرم برات بمیرم بمیرم
تصمیم گرفتم از کشور برم نمیتونم با خاطراتش زندگی کنم هر جا رو میبینم یادگاری از اونه خواهرم کانادا میشه هفت ماه پیش رفته بود پیش اون خاهرم میگه هر جا میبردمش نمیومد میگفت باید با برادرت بیام اون باید بیاد اینجا تو بیمارستانم همش میگفت دنبال کارات باش برو پیش خاهرت با هم باشین یه دنیا حسرت مونده تو دلم که چرا قسمت نشد همگی با هم عروسیه خاهرم اونجا باشیم چرا دنبا به ما مجال نداد مگه ما چه کار بدی کرده بودیم مگه ما انقدر ادم های بدی هستیم باید یه عمر با حسرت زندگی کنیم