2777
2789
عزمزم ۱۰ تا صلوات واسه دختر نازت خوندم

ممـــــــــونــــــــــــــــــــم

برایِ  شفایِ دخترِ 2ساله من، اگر مقدور بود یک «صلــــــــــــوات» او را،  میهمـــــان کنید.. خیلی سخته که، یک زن، با هزار امید، مادر بشه... باردار بشه... تمام دوران حاملگیش رو با بچش، درد دل کنه.. براش هزاران آرزو کنه.. ولی وقتی ب دنیا بیاد، دکتر تو چشمات زل بزنه بگه،، متاسفم.. دخترت،سی پیِ....  دردانه من.. جگر گوشه من.. دختر من... من هنوزم امید دارم....  من هزاران آرزو برات دارم...  من منتظرم تا حرف بزنی... راه بری، عروسکات منتظرتن....  من میخوام لباس عروس تنت کنم... منو ناامید نکن....اول مهر، من میخوام تو هم مثله همه بچه ها،  بری مدرسه... ذوق کیف و. کفش کنی... از مدرسه بیای بگی ماماااان ناهار چیه....  خدایا.....  دخترمو شفا بده.... پیر شدم تو این 2سال.....   (میدونی، وقتی بابایی، برات با ذوق کفش برق برقی خرید، آورد خونه، وقتی پات کرد، ولی باشون راه نرفتی، وقتی تمام ذوقِ بابایی، به گریه تبدیل شد، من همون ساعت با دیدنِ جسم بی تحــــــرکت و کفشایِ قرمزت، چقدررر پیــــــر شدم دخترم.... وقتی نمیتونی کفش پات کنی و راه بری و برام با ذوق شعر بخونی)  دلم میخواد بدونم صدات چجوریه.... وقتی از کنار پارک رد میشم و صدای بچه ها رو از رویِ تاب،میشنوم قلبم هزار تیکه میشع... اگ راه میرفتی چجور بودی... صدای خندت.... دختـــــرم، اگه صلاحِ خدا اینِ، که باشه..    داری قد میــکِشی و دریغ از یه ذره بهبودی....                دخترِ موفرفریِ نازم، داره ۳سالت میشه ها.؟   کوور بشم نبینم چه با حسرت، به بچه هایِ سالمی که بازی میکنن، بهشون نگاه میکنی...

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

من ۱۴ سالم بود دادن و درسن ۱۹ سالگی جداشدم الانم واس خدم کارمیکنم استارتر ببخش ها ولی دلم بد گرف تاپ ...

خوب کردی دوست دارم با یکی حرف بزنم ..باهام حرف بزن سبک بشی

من زندگیم خوبه شکر خدا .خونوادم پدرم آدم نیست همیشه غصه خونوادمو میخورم باعث میشه زندگیم به دلم نشین ...

هواست ب زندگیت باشه ب پدرت هم باشه برای پدرت دعا گن ادم خوبی بشه

از سالی که ازدواج کرم تا به الان یعنی از ۹۵ دیگه تحمل می کنم چه میشه کرد انگار قسمتم این بود

خدا امتحانت کرده سر بلند بیا بیرون..خدا هرگسیو ی جور امتحان میکنه کلا دنیا واسه امتحان شدنه

چقدر بده ک نزاشتن خودت انتخاب کنی زندگیتو😔ولی شاد باش کادایی ک دوست داری رو یکن

شادم ولی ب ظاهر همه میگن خیلی قوی ولی دنیاروی خششو بمن نشون نداد🥲

این نیز بگذرد(:

من تا سه سال اول بعد عقدم پشیمون بودم از ازدواج میگفتم خونه پدری انقدر نازمو میکشیدن قدر ندونستم هم پول فراوون بود هم محبت کلا از شوهرم بدم اومده بود اما بعدش دیگه کم کم این حسو از دست دادم الان واسه زندگیم تلاش میکنم با اینکه سخته ولی دیگه پشیمون نیستم

من ۱۴ سالم بود دادن و درسن ۱۹ سالگی جداشدم الانم واس خدم کارمیکنم استارتر ببخش ها ولی دلم بد گرف تاپ ...

اوف چقدر سخت میگیری الان سه بار طلاق هم مد شده انگار خلاف کردی بیخیال اعتماد به نفس داشته باش به موقعش با ی آدم خوب ازدواج کن بدون عجله،همه چی عوض شده به روز باش 

اینقدر اینجا میبینم این پشیمونیارو چشمم ترسیده ...
اصلا به ازئواج فکرم نمیتونم بکنم...
بابام که کلا مخالفه میگه برو خونه مجردی بگیر ولی بیخیال ازدواج شو الان مردا دیگه مرد نیستن...

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز