صمد اومد نعیم رو گول زد بیا بریم پیش اصل کاری ولی زد تو سرش انداختش تو ماشین گفت نمیتونی بزنی در بری، ساحلم تو یه اتاقک بود که یه مرده واسش غذا آورد ولی چهره اش رو نشون نداد
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.