2777
2789
عنوان

فقط یه کم درد ودل

202 بازدید | 22 پست

فقط تو زندگیم مشکلم دوست داشتنه !!!!همسرم اصلا حرفی باهام نمیزنه !!

تو خونه همش سرش تو گوشیشه!!!

مثلا از چیزی با خبر بشه برا من تعریفش نمیکنه،

دیروز رو بگم 

دعوت بودیم خونه خواهر شوهرم ،ما نوبت دکتر داشتیم من همین جوری با لباس ساده رفتم دکتر گفتم بعد دکتر میرم لباسم رو عوض میکنم میریم مهمونی نگو اقا زنگ زده باباش که من دکترم تموم کردم ما میاییم دنبالتون باهم میریم !!!

پدرشوهرمم گفته ما پیاده میریم تا شما میایین ،حالا نه خودم لباس مناسبی داشتم نه دخترم (اخه تولد خواهر شوهرم بود) اونجا بود قاطی کردم دعوامون شد !!!!

یکی من گفتم یکی اون!!!

من گفتم اونا ماشین مگه ندارن خب چرا ما باید بریم دنبالشون!!!

تازه برادر شوهرم با دوتا پسراش همراه پدرشوهرم اینا بودن!!!

وقتی نشستیم تو ماشین من له رو برادر شوهرم بودم!!!اونجا عقلم نکشید که به همسرم بگم تو بیا بشین کنار من برادر شوهرم بره راننده بشه !!!!

همیشه احساس میکنم با من بودن بهش خوش نمیگذره !!!!تا مسجد میخوایم بریم یکی باید همراهمون باشع !!!یا مامانش یا برادرش یا خواهرش بلاخره یکی باید باشه

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

خب پس لباس چکار کردی؟😳

دیگه وقتی اونا رو سوار کردیم گفتم من پوشک برا دخترم برنداشتم بریم خونه بر دارم !!برادر شوهرم گفت طوری نمیشه !!!!بلاخره به زور رفتم خونه ۳دقیقه ای لباس پوشیدم بدون هیچ ارایشی

الهی .... دلم کباب شد ... 

یاد خودمون افتادم ... ماهم همینجوری بودیم بخدا ... ولی الان بعد ۱۵ سال یکم بهترشده ... یه وقتایی رو هم برای خودمون میزاره که باهم و با بچه ها باشیم ... وگرنه وقتی میاد سرش توی گوشیشه .. بعد خواب ... بعد بیداری و سر کار ... غصه نخور ... باید براش ازینکه مثلا فلان جارفتیم دوتایی و خوش گذشت بگی و بزاری وقتی تنهایین حتی یه ساعت بهش خوش بگذره ... 

باید میزاشتی اون بیاد کنارت 

.. میرفتی روی پاش میشستی تا حالش جا بیاد ... اصلا هم غصه نخور . جروبحثم نکن .. برای اینجور ادما بحث هیچ فایده ای نداره 

الهی .... دلم کباب شد ...  یاد خودمون افتادم ... ماهم همینجوری بودیم بخدا ... ولی الان بعد ۱۵ ...

شوهرت دوستت داشت؟

من فک میکنم دوستم نداره !!!اخه ازدواجمون سنتی بود

نه جوری هستم جلو کسی بحث نمیکنم قبل از اینکه بریم اونا رو سوار ماشین کنیم دعوا حسابی کردیم

اگه بهش می گفتی می خوای بری خونه لباس عوض کنی تا فامیلاشو برسونه بعد بیاد دنبال شما، قبول نمی کرد؟

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2846
2834
2835
2108