فقط تو زندگیم مشکلم دوست داشتنه !!!!همسرم اصلا حرفی باهام نمیزنه !!
تو خونه همش سرش تو گوشیشه!!!
مثلا از چیزی با خبر بشه برا من تعریفش نمیکنه،
دیروز رو بگم
دعوت بودیم خونه خواهر شوهرم ،ما نوبت دکتر داشتیم من همین جوری با لباس ساده رفتم دکتر گفتم بعد دکتر میرم لباسم رو عوض میکنم میریم مهمونی نگو اقا زنگ زده باباش که من دکترم تموم کردم ما میاییم دنبالتون باهم میریم !!!
پدرشوهرمم گفته ما پیاده میریم تا شما میایین ،حالا نه خودم لباس مناسبی داشتم نه دخترم (اخه تولد خواهر شوهرم بود) اونجا بود قاطی کردم دعوامون شد !!!!
یکی من گفتم یکی اون!!!
من گفتم اونا ماشین مگه ندارن خب چرا ما باید بریم دنبالشون!!!
تازه برادر شوهرم با دوتا پسراش همراه پدرشوهرم اینا بودن!!!
وقتی نشستیم تو ماشین من له رو برادر شوهرم بودم!!!اونجا عقلم نکشید که به همسرم بگم تو بیا بشین کنار من برادر شوهرم بره راننده بشه !!!!
همیشه احساس میکنم با من بودن بهش خوش نمیگذره !!!!تا مسجد میخوایم بریم یکی باید همراهمون باشع !!!یا مامانش یا برادرش یا خواهرش بلاخره یکی باید باشه