ای وای منم همینم
الان ۲ماه درگیر انتقالی شوهرمم میگم خدایا درست شه
لحظهههه لحظه دارم بهش فک میکنم یعنی فقط دارم باخودم بلند بلند حرف میزنم اگه کسی خونه نباشه یا اگه باشه تو ذهنم حالم بد میشه
حس دلهره و تشویش دارم
مخصوصا اول صب که پا میشم و دم غروب میخام بمیرررم
وقتی به چیزیم که میخام نمیرسم فقط میریزم تو خودم به قول تو به کی بگی به شوهرت بگی میگه دیوونه ای
زیر دوش حمامم حتی با خودم راجع به اون برنامه زندگیم حرف میزنم و بعضی وقتا به خودم میام میبینم باورش کردم