2777
2789

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من میپسندم این مدلی

میشه برای شادی روح مهتابم (خواهرم که جوون و پر از آرزو از دنیا رفت )صلوات بفرستید 💔                                          دختر فرفریم سه ساله شدی 👧  میدونی که قشنگترین اتفاق زندگیه منو و باباتی من همه چیتو دوست دارم حتی وقتی میری بغل بابات و دیگه منو یادت میره 🤕 حتی وقتی که باهام لج میکنی میشینی جیغ میزنی و از حرص قرمز میشی 😕 حتی وقتی که من حواسم نیست یهو جیم میشی و بعدش میبینم ت ر زدی به جایی / حتی وقتی گریه میکنی و بغلت میکنم باحرص موهامو میکشی / شاید ی روزی بزرگ شدی و این سایت باشه و بیای امضامو ببینی 😐  مادر یعنی: همه دردات مال من/       یاخچی که وارسان ♡                     دکتر انوشه راست میگه که : گیریم عذر خواهی کردی برای حرفی که زدی با ذاتی که آشکار شد چه میکنی /؟!

شلوغه یکم

تو خنکی اونور بالشتی، چایی بعدکاری، سیگار نیمه شبی، تو اولین بارون پاییزی، بوی کتابای نویی، بغل شدن وسط گریه ای، بوی خاک بارون خورده ای، تو شیرینی اولین حقوقی ، بوی خوب لباس نویی، تو بوی یاسی، آب رو آتیشی، رنگین کمون بعد بارونی، تو مجموع احوالات خوب جهانی. تو بوی رنگی؛ تو بوی چوبی؛ تو بوی کتابی؛ تو ترکیب قشنگ خاک و بارونی؛ تو مثل ته دیگ ماکارونی؛ ترکیب خفن نون و پنیر خامه ای و سبزی؛ تو مثل یه آسمون آبی با ابرای تیکه تیکه شده ای؛ تو به اندازه نوازش انگشت رو کلیدای پیانو قشنگی؛ تو مثل یه مسافرت با رفیقایی؛ به اندازه اهنگ مورد علاقم بهم ارامش می‌دی؛ تو مثل هر چی حس خوبه تو زندگی منی، تو همه قشنگی های زندگی واسه منی(لامخاطب)   خلاصه که کاربری غروب سیزده بدرتونم،قبل ترها به دلایل نامشخص تعلیق شدم و به نشانه قهر یک سالی نیومدم سایت  خواستگار ناقص العقلم پادرمیونی کرد و این شد که دوباره عضو شدم  

بله من کلا وسایل چوبی و دکور چوبی دوست دارم

فقط 5 هفته به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

تیکر تولد ۵ سالگی دلبرم😍 لحظه دیدنت انگار که یک حادثه بود، حیف چشمان تو این حادثه را دوست نداشت... سیب را چیدمو در دلهره ی دستانم، سیب را دید ولی دلهره را دوست نداشت... تا سه بس بود که بشمارد و در دام افتد گفت 1 گفت 2 افسوس سه را دوست نداشت... من و تو خط موازی؟ نرسیدن؟ هرگز، دلم این قاعده هندسه را دوست نداشت... درس منطق نده دیگر تو به این عاشق که از همان کودکیش مدرسه را دوست نداشت 🙃 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز