2777
2789

یادت هست تو را چگونه در خودم پروراندم؟

آن زمان آرزوهایی که تو برایم آفریدی به یادم آمد ،

با دسته های گل سرخ روی میز.


حالا مانده ، 

صدای نسیم لابلای پرده حریر.

تکان گلبرگها.

دوستت دارم های خالی و

بدون احساس.

آری گویا تو نبودی و 

پنجره نیمه باز را بستم و

 آرام گفتم امید از دوستت دارم تو زاده نشد.



شاید گلبرگها فهمیدند که گلدان زمین افتاد ، 

که هم امید را با خود برد و

هم گلها پر پر شدند.


من تو را با هیچ دستی پیش نکشیده بودم.

تو مرا از باغ خیالاتم دزدی.

حالا کجایم نمی دانم.

حتی گلی بر پرده های اتاق هم ندارم.

امید کجای قصه تمام شد؟............🥀

mahyar

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   ثودک  |  13 ساعت پیش
توسط   آنشر_لی  |  12 ساعت پیش