صدرا یه استرس عجیبی داشت اینبار وقای صمد گفت قایم شدم تعقیبش کردم ، از اون طرفم کفش و لباسش شبیه همونی بود که تو فیلم بود کفش کوه نوردی با سویشرت شلوار مشکی .... نمیدونم فکتم درسته یا نه ولی به صدرا حس خوبی ندارم
نه بابا چرا اون بدبخت که همه زندگیشو گذاشته واسه نعیم دلیلی نداره
چون نعیم در قدیم عشق رضا رو که اسمش پروانه بوده کشته برای همین هم به رضا رضا پروانه میگن و در کنارشه تا از زجر کشیدنش لذت ببره برای همین هم زن دیگه ای رو نمیتونه قبول کنه و سه ماه به سه ماه تمدید میکنه صیغه را
صدرا یه استرس عجیبی داشت اینبار وقای صمد گفت قایم شدم تعقیبش کردم ، از اون طرفم کفش و لباسش شبیه همو ...
صدرا اون موقع بیرون پیش صمد بود
من شیفته خوشی های ساده ام ان ها اخرین پناه جان های محزون اند ☘️ ما توضیحی به کسی بدهکار نیستیم.بگذار بگویند غیرمنطقی یا غیراجتماعی هستیم؛ اما به این میارزد که خودمان باشیم ؛ چقدر زندگی ها که با این توضیح خواستنها و تلاشهای بیهوده برای قانع کردن دیگران بر باد رفته اند
چون نعیم در قدیم عشق رضا رو که اسمش پروانه بوده کشته برای همین هم به رضا رضا پروانه میگن و در کنارشه ...
خودت حدس زدی ؟
من شیفته خوشی های ساده ام ان ها اخرین پناه جان های محزون اند ☘️ ما توضیحی به کسی بدهکار نیستیم.بگذار بگویند غیرمنطقی یا غیراجتماعی هستیم؛ اما به این میارزد که خودمان باشیم ؛ چقدر زندگی ها که با این توضیح خواستنها و تلاشهای بیهوده برای قانع کردن دیگران بر باد رفته اند