2777
2789

سلام من ازتون یه کمکی میخوام اگر تونستین من رو راهنمایی کنید...من نظر شمارو یه جا بطور اتفاقی دیدم که شما در مورد چشم زخم صحبت کردید و گفتید که من یه سال درگیر این موضوع بودم و انواع آزمایشات رو گرفتم و مشکلی نبود تو آزمایشات و گفتید یهو متوجه شدم که علت این قضیه چشم زخم هست.. و گفتید با مراجعه به دعا نویس به مرور خوب شدم.. میخواستم بگم که منم عین ماجرای شما رو دارم و انواع آزمایشات، ام آر آی و سی تس اسکن رو گرفتم ولی مشکلی توی آزمایشات نبوده و من به طور اتفاقی وقتی به دعا نویس مراجعه کردم متوجه شدم علت حالم چشم زخم هست.. تقریبا مطمئنم علت حال بدم چشم زخم هست چون توی آزمایشات که مشکلی نبوده و دعانویس هم حرفایی راجب حالم گفته که فقط خودم خبر داشتم پس یعنی احتمالا حرفای دعانویس درست هست... دعا نویس به من دعا هایی داد ولی متاسفانه از دعاهاش نتیجه ای ندیدم.. درخواست من از شما اینکه شما چه کردید که خوب شدید؟ و علائم حال شما چی بوده؟.... من نزدیک یک ساله درگیر این موضوع هستم و واقعا عذاب میکشم... لطفا منو راهنمایی کنید🙏

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

سلام من ازتون یه کمکی میخوام اگر تونستین من رو راهنمایی کنید...من نظر شمارو یه جا بطور اتفاقی دیدم ک ...

سلام عزیزم بلا به دور 

من سال ۹۵ بود که خیلی حالم بد بود 

الان با گذشت چند سال از تجربیاتی که کسب کردم اینکه اگر هیچ مشکل جسمی نداری ولی حالت بده و همش گریه میکنی پیش متخصص اعصاب و روان برو فقط یکبار برو اگر خوب نشدی هرچی دوست داری به من بگو البته بحث چشم زخم که جداس و من خیلی بهش اعتقاد دارم ولی الان نمیخوام بحثشو باز کنم ولی حتما پیش متخصص اعصاب و روان برو همه علائمتو بگو مطمين باش با چندتا قرص ساده خوب میشی اگر کنارش مشاوره هم بگیری که بهتر میشه 

زندگی زیباست ...

سلام ببخشید حالا مزاحمتون شدم.. بله من مشکلم ضعف کم حالی خیلی زیاد بود ضعفم طوری هست که مثلا من جایی هستم یا داخل خونم و حالم کامل خوبه بدون هیچ دلیلی یهو احساس خستگی خیلی شدید میکنم (نمیدونم از فروردین به بعد اینطوری شدم)... وقتی دیدم توی آزمایشات اینا مشکلی نداشتم اتفاقا سراغ مشاور و دکتر اعصاب روان رفتم و دلیل حالم رو پنیک و افسردگی اینا تشخیص دادن و انواع قرص هارو به من تجویز کردن چهار ماه تمام من قرص هارو میخوردم و وقتی دکترا میدیدن فرقی نمیکنه حالم قرصارو عوض میکردن.

خلاصه ما هم وقتی میدیدیم نتیجه ای نمی بینیم

گفتیم بریم سراغ دعانویس(من خودم اصلا اعتقادی به سحرو جادو، چشم زخم اینا اصلا نداشتم) و بابام به دعانویس مراجعه کرد اول اسم و اسم مادر رو پرسید و بعد گفت فردا بیاید(اصلا نپرسید مشکل شما چیه فقط اسم واسم مادر پرسید) البته خودم همراه بابا نبودم و از قول بابام شنیدم فرداش بابا سراغ دعانویس رفت و بابام بهم تعریف کرد که دعا نویس کتاب باز کرده و میگه چشم بدجوری خوردم ولا بخدا من خندیدم ولی وقتی بیشتر بابام داشت تعریف میکرد تعجب کردم چون که میگه دعا نویس قشنگ از گذشتم تعریف کرد اینکه میگفت نه ماهه بچه اینطوریه هزار تا دکتر رفتین فرقی نکرده و گفتش که قرص نخوره  فایده ای نداره و قشنگ علائم حالم رو توضیح داد اینکه میگفت حال بدم یه ساعتایی سراغم میاد بعد یهو ول میکنه (اینطوری توضیح داد)... که دقیقا اینطوریه مثلا من دارم یه کاری میکنم و حالم کامل خوبه ولی یهو خیلی یهویی احساس ضعف و خستگی میکنم(اونم خیلی شدید قشنگ میوفتم) و ازش دعا گرفتم و حدود یک ماهی به گردنم بود دعاهاش ولی متاسفانه فرقی نکرد حالم و نظر شماروهم اتفاقی دیدم و این قضیه برام عجیب تر شد...  من تمام راه های منطقی رو امتحان کردم ولی نتیجه ای ندیدم حتی من دو ماه روزی یک ساعت نیم پیاده روی رفتم ... نمیدونم اگر خدای نا کرده مریضیه خاصی گرفته باشم باید تا الآن وضعیتم هزار بار بد تر میشد مثلا ام اس و اینطور بیماریا ولی حالم از ده ماه پیش فرقی نکرده .. چون مشکلم ضعف و خستگی ناگهانی  هست ومن واقعا ده ماه پیش اصلا تو عمرم قرص  افسردگی و استرس اینا رو ندیده بودم و هیچ مشکلی نداشتم از فروردین به بعد اینطوری شدم نکته عجیب تر اینجاست که وقتی یهو حالم بد میشه بدنم شروع میکنه به تیک زدن مثلا ماهیچه بازوم یهو منقبض میشه انگار نبض میزنه یا انگشت دستم مثلا تو 5 شروع به خم شدن میشه ناخودآگاه  .. و نظر شمارم اتفاقی دیدم و گفتم اگر شما هم مثل من این داستان رو داشتید از شما راهنمایی بگیرم اگر دوست داشتید بهم کمک کنید.

سلام ببخشید حالا مزاحمتون شدم.. بله من مشکلم ضعف کم حالی خیلی زیاد بود ضعفم طوری هست که مثلا من جایی ...

درسته منم اون موقع ها حالم خیلی بد بود طوری بودم که وقتی دکتر میرفتم میکفت چیزیت نیست میزدم زیر گریه میگفتم خسته شدم دوست داشتم ی چیزیم باشه که حداقل علاجشو پیدا کنم و اون خانمی که برام دعا نوشت نه رمال بود نه دعا نویس، دوست مادرم بود که تفسیر قران میکرد برام سرکتاب باز کرد و گفت یسری دعاهارو بخونم که الان یادم نیست چی بودن ولی بعد ی مدت خودش خوب شد خلاصه نفهمیدم این چی بود از کجا اومد و به کجا رفت. انشاا که شما هم زودتر خوب بشید عزیزم 

زندگی زیباست ...
درسته منم اون موقع ها حالم خیلی بد بود طوری بودم که وقتی دکتر میرفتم میکفت چیزیت نیست میزدم زیر گریه ...

نمیدونم امید وارم همینطور بشه البته فکر کنم دارم بهتر میشم. ممنون

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   fwtimzare  |  3 ساعت پیش
توسط   حمیدم355h  |  2 ساعت پیش