سلام ببخشید حالا مزاحمتون شدم.. بله من مشکلم ضعف کم حالی خیلی زیاد بود ضعفم طوری هست که مثلا من جایی هستم یا داخل خونم و حالم کامل خوبه بدون هیچ دلیلی یهو احساس خستگی خیلی شدید میکنم (نمیدونم از فروردین به بعد اینطوری شدم)... وقتی دیدم توی آزمایشات اینا مشکلی نداشتم اتفاقا سراغ مشاور و دکتر اعصاب روان رفتم و دلیل حالم رو پنیک و افسردگی اینا تشخیص دادن و انواع قرص هارو به من تجویز کردن چهار ماه تمام من قرص هارو میخوردم و وقتی دکترا میدیدن فرقی نمیکنه حالم قرصارو عوض میکردن.
خلاصه ما هم وقتی میدیدیم نتیجه ای نمی بینیم
گفتیم بریم سراغ دعانویس(من خودم اصلا اعتقادی به سحرو جادو، چشم زخم اینا اصلا نداشتم) و بابام به دعانویس مراجعه کرد اول اسم و اسم مادر رو پرسید و بعد گفت فردا بیاید(اصلا نپرسید مشکل شما چیه فقط اسم واسم مادر پرسید) البته خودم همراه بابا نبودم و از قول بابام شنیدم فرداش بابا سراغ دعانویس رفت و بابام بهم تعریف کرد که دعا نویس کتاب باز کرده و میگه چشم بدجوری خوردم ولا بخدا من خندیدم ولی وقتی بیشتر بابام داشت تعریف میکرد تعجب کردم چون که میگه دعا نویس قشنگ از گذشتم تعریف کرد اینکه میگفت نه ماهه بچه اینطوریه هزار تا دکتر رفتین فرقی نکرده و گفتش که قرص نخوره فایده ای نداره و قشنگ علائم حالم رو توضیح داد اینکه میگفت حال بدم یه ساعتایی سراغم میاد بعد یهو ول میکنه (اینطوری توضیح داد)... که دقیقا اینطوریه مثلا من دارم یه کاری میکنم و حالم کامل خوبه ولی یهو خیلی یهویی احساس ضعف و خستگی میکنم(اونم خیلی شدید قشنگ میوفتم) و ازش دعا گرفتم و حدود یک ماهی به گردنم بود دعاهاش ولی متاسفانه فرقی نکرد حالم و نظر شماروهم اتفاقی دیدم و این قضیه برام عجیب تر شد... من تمام راه های منطقی رو امتحان کردم ولی نتیجه ای ندیدم حتی من دو ماه روزی یک ساعت نیم پیاده روی رفتم ... نمیدونم اگر خدای نا کرده مریضیه خاصی گرفته باشم باید تا الآن وضعیتم هزار بار بد تر میشد مثلا ام اس و اینطور بیماریا ولی حالم از ده ماه پیش فرقی نکرده .. چون مشکلم ضعف و خستگی ناگهانی هست ومن واقعا ده ماه پیش اصلا تو عمرم قرص افسردگی و استرس اینا رو ندیده بودم و هیچ مشکلی نداشتم از فروردین به بعد اینطوری شدم نکته عجیب تر اینجاست که وقتی یهو حالم بد میشه بدنم شروع میکنه به تیک زدن مثلا ماهیچه بازوم یهو منقبض میشه انگار نبض میزنه یا انگشت دستم مثلا تو 5 شروع به خم شدن میشه ناخودآگاه .. و نظر شمارم اتفاقی دیدم و گفتم اگر شما هم مثل من این داستان رو داشتید از شما راهنمایی بگیرم اگر دوست داشتید بهم کمک کنید.