دارم روی این موضوع وسواس پیدا میکنم..اگه همسرم راضی به رفتن به مشاور میشد مشکلم حل میشد..
تودوران نامزدی همسرم خسیس بود جوری که همه خانوادم دیگه به زبون میاوردن..منم به شک افتادم وتصمیمگرفتم باهاش صحبت کنم وقتی صحبت کردم دیدم بهتر شدولی نه خیلی .خلاصه عقد کردیم تودوران عقددیدم واقعا بلد نیست کم کم رفتاراش تغییر کردبیرون میرفتیم.خرید میرفتیم.برام گوشی خریدو.. اما من روی اینموضوع خساست جوری حساس شدم که کوچکترین رفتارش رو روی حساب خساست میزارم..دلم میخواد گریه کنم ..مثلا وقتی ازکارت همسرم خرج میکنم باخودم میگم چرا ساکت؟.چرا حرف نمیزنه..پس حتما خسیس وازناراحتی ساکت شده..😭..
همسرم معمولا پیشنهاد بیرون رفتن.بازاررفتن ویارستوران نمیده..وچون همیشه خودم میدم اینم روحساب خساست گذاشتم..
موقعی که مهمون بخواد بیادخرید بهش بگم میکنه.برای خونه چیزی کم نمیزاره..مناسبت ها هدیه میخره.ولی تاحالا ازدوران نامزدی تا الان تودلم موند یکباربدون مناسبت برام یه روسری حداقل بخره.هزاران بار با نازوآروم وقشنگی بهش گفتم ولی هیچکاری نمیکنه..میدونه من عاشق گل نرگسم ولی همیشه برای نگرفتنش بهانه میاره که فرصت نکردم.نشد..یامثلا وقتی بازارمیریم خیلی برام سخته بگم چیزی میخوام ..خودش میگه بگو ولی نمیتونم بگم..دوست دارم یه بارخودش برام بخره..مثلا بگه اون قشنگه میخوام برات بخرم ولی اگه توبازار من چیزی نخرم اونم هیچی نمیگه.چندین باربهش گفتم چرا اینجوری هستی؟میگه خودمم قبول دارم حق باتو ولی دست خودم نیست..
اینم بگم که درونگراست..
چیکارکنم که ازاین حالت دربیام؟؟