من ۲۱ اون ۲۶ بعداز ۲ سال بینمون فاصله افتاد ی گیری دادم بهش گفتم باید انجام بدی فلان چیزو انجام داد ولی(البته زیاده این گیر دادنا بینمون) یهو انگار خسته شده باشه چپ کرد بام
۱۰ روز نبودش بعد اومد گف ک حالم بد بود ببخشید عذرمیخوام همش دکترم فلانم و این حرفا گفتم شاید ی فرصت بدی بم (یسری مشکلاتم داره تو زندگیش ک منزوی شده فاز ..س ناله هم داره)
منم رو ندادم گفتم هرموقع از همه لحاظ اوکی شدی پ بده گف من گفتم فاصلمون بیشتر نشه تو اینو میگی باشه گفتم عروسک نیستم ک گف عروسک نیستی گفتم تاراحتم ارت روز بعدش گف چیکار کنم گفتم هیچی
ی استوری نسبتا عاشقونه جهت کرم ریزی گذاشته بودم اومد پ داد گف باکسی اشنا شدی رفتی تو رابطه گفتم ن گفت اره گفتم میگم ن اگ واس استوریه میگی ک همنیجوری گذاشتم گف باشه
حالا مبخام بش فرصت بدم ولی جوری نباسه انگار از خدام باشه اومده چ کنم چ بگم حس میکنم واقعا از لحاظ روحی داغونه دوسش دارم ولی:)