خالم تویه عطر و وسایل تزئینی کار میکنه و به صاحب کارش گفته که منم برم باهاش کار کنم
الان که رفتم خالم یه جوری رفتار میکنه که انگار خودم به زور رفتم جاشو گرفتم و مشتری که میاد مغازه نمیزاره با اونا حرف بزنم خودشو جلو میبره صاحب کارم هیچی نمیگه تلی از قیافش معلومه که ناراحته چرا من تو مغازش کار نمیکنم
با خالمم نمیتونم حرف بزنم یچی بگم دنیا رو با رسواییش ویران میکنه😡😤
یه نظری بدین چیکار کنم که توجه صاحب کارمو جلب کنم که خوب میتونم کار کنم و از مغازش بیرونم نکنه؟؟؟