من شوهرم وقتی میذاشت بشینم باید صددفه میگفتم همش میگفت امشب ن خستم یا نمیشه خیابون شلوغه وقتیم میداد دماغش تو سرش بود و همش دست پاچم میکرد با اینکه بعد یکی دوسال بود نشستم پشت فرمون خودم کیف میکردم ولی اون همش الکی ایراد میگرفت و غر میزد دیگه پشت دستمو داغ کردم و دیگه هیچوقت بهش نگفتم برای ماشینش و اونم از خداشه