با توجه به تایپیکااای قبلیم کامل تعریف کردم جریانو خلاصس این بود ک سر ی چیز چرت ی گیری دادم دوست پسرم شد بهونه اش تک کلمه ای ج میداد یا جواب پیاممو دیگه نمیداد حتی گفتن تند رفتم بیا اشتی هیچ جوابی بهم نداد ...
الان بعداز ۱۰روز اومده میگه که حالم بد بود ۵ کیلو کم کردم فلان بودم هرروز دکتر بودم تنها بودم حال هیچبو نداشتم داغونم ببخشیداگه نارلحت شدی ب چشمت ادم بدیم گفتم شاید ی فرصت بدی بهم باز واین حرفا بااینکه (هرروز استوری میذاشت.انلاین میشد)
منم گفتم برو دکتر امیدوارم خوب بشی حالا ک ترجیح دادی ابن مدت نباشم که بهترشی همبنجوری ادامه بده شاید دلیل حال بدت منم.. کجای زندگیتم؟انفد ک نتونستی ی پیام بذاری
هرموقع ک احساس کردی حالت از همه لحاظ خوب شده بعد بیا پی ام بده شاید بشه کاریش کرد
بعد گف که من الان اومدم که فاصلمون بیشتر ازین طول نکشه بعدتو میگی برو بعدا بیا باشه شب خوبی داشته باشی منم گفتم اره چون من عروسکت نیستم صبح ک بیدارشد بره سرکار گف عروسک نیستی ظهر واسش فرستادم ازت خیلی ناراحتم هیچ جوابی هنوز بهم نداده
چیکار کنم؟؟(میخوام فرصت هم بدم بهش )
(همییییشه ی خدا طلبکاره از من همیشه باهاش کنار اومد