به خدا روزی نیست که با ترس نرم بیرون نرم مدرسه
یه بار رفتم تنها بیرون همه اش بهم نگاه میکردن و حرفای زشت میزدن از همون روز دیگه تنهایی جایی نرفتم هر جا میرم با مادرم میرم
از ترس تجاوز و نگاه های بدشون همیشه خسته ام آخه مگه ما خانوما حق این رو نداریم که بدون متلک و ترس بریم بیرون😔؟؟
حجابمو همیشه عالیه مانتوی گشاد و بلند و همه ی موهام پوشیده اس
واقعا بعضی از پسرا هرزه هستن آرامش رو از دخترا میگیرن