2777
2789
عنوان

کیا اینجا معلمن؟

142 بازدید | 12 پست

آخ که چقد دلم واسه دوران دبستانمون تنگ شد.به قول این بلاگرا یهویی  

بیاین خاطره تعریف کنم هم بخندیم هم خودم دلم شاد شه  

الان به خدا چند نفر میریزن سرم میگن رمانه  

فک کنم کلاس پنجم اینا بودم یه معلمی داشتیم اسمش سمیرا بود فامیلش بهمنی

بعد این مال علوم بود اون موقع نمی فمیدم چه لطفی بهمون کرده ولی روی هر درسمون اگر چیزی از راهنمایی هم بود مفتکی می گفت

منم متنفففففررررر بودم ازش بدجور

خیلی هم خوشگل بود 

کلاس پنجم گذشت و من ششمی شدم.ماه اول هیچ حس خاصی بهش نداشتم نه تنفر نه دوست داشتن

ابان شد دیدم منو سه تا از دوستام داریم تو عشقش غرق میشیم  اون زن ماهم دختر بودیم 

یعنی خدا خدا می کردیم که زودتر روز کلاسش برسه

برعکس پنجم که نمی خواستیم زمان بگذره و کلاسش شروع بشه

بعد حالا مارو میگی موقع درس دادنش غرق صورتش می شدیم

 وایسین الان بقیشو میگم....


1390 کنار اسمم تاریخ تولد یه دختر کوچولوی عزیزیه برام،فکر اشتباه نکنین❤️

البته به دلیل اینکه می خواستیم ابرومون جلوش نره همش درسشو

می خوندیم

همش منتظر بودیم کلاسش تموم بشه بپریم بغلش

تو تقویتی هاشم شرکت می کردیم

البته بعضی وقتا هم خجالت می کشیدیم در می رفت

ولی اخر مدرسه داشت می رفت جبران می کردیم

چند بار که بغلش کردیم وقتی خودش هم بلغمون می کرد ذوق مرگ می شدیم بعد میرفتیم به اونی که در این راه موفق نشده پز می دادیم

خلاصه برنامه ریختیم اخر سال تو بغلش گریه کنیم(کردیم واقعا بنده خدا دهنش وا مونده بود)

وای من یه بار بغلش کردم اسممو گفت بعدش گفت مهربون یعنی ذوق

مرگ شدماااااااا.دوبارم بهش گفتم دلم واستون تنگ میشه گفت عزیزمممم

یه روز به خودمون جرات دادیم بهش بگیم دوستش داریم گفت عزیزای

دلم مارو میگی از ذوق مرگم رد کرده بودیم

1390 کنار اسمم تاریخ تولد یه دختر کوچولوی عزیزیه برام،فکر اشتباه نکنین❤️

اخر سال شد و ما هم زانوی غم بغل گرفته بودیم

روز اخر پریدیم بغلش دست خودمون نبود انقدر گریه کردیم که خودشم

نزدیک بود گریش بگیره

بعد فکرشو بکن تو راهنمایی هم شانس یارمون بود افتادیم مدرسه ای که

اون معلمش بود چقدر حال کردیما

هااااااا اصل کاری رو یادم رفت بگم

یه بارم بهش گفتیم میشه خاله سمیرا صداتون کنیم با شوخی گفت مگه

خالتونم

هنوزم با همون دوستام در ارتباطم بعد شانسمم گرفت دخترش همکارمه

الان هنوز باهاشدر ارتباطم با اون دوستام نا مردی نکردم باهم میریم

پیشش

1390 کنار اسمم تاریخ تولد یه دختر کوچولوی عزیزیه برام،فکر اشتباه نکنین❤️

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

اخه😂

حالا من از هرچی معلمه متنفرممممم

                       نمیخوام با تو هیچ پایانی رو بنویسم؛تو لایق ادامه دادنی...🕊️                            پیر کَردمَ دلی را که تازه هوای جوانی به سَرش زده بود ...🥲     

من از اون معلمام که میرم  تو جمعشون تو حیاط.چقد ذوق میکنن میریم باوسایل ورزشی تو حیاط باهم بازی میکنیم

 بچه هام میگن خانم ما سرکلاس بقیه خوابمون میبره

دردم از یار است و درمان نیز هم
من از اون معلمام که میرم  تو جمعشون تو حیاط.چقد ذوق میکنن میریم باوسایل ورزشی تو حیاط باهم بازی ...

خوش به حال دانش اموزات   

1390 کنار اسمم تاریخ تولد یه دختر کوچولوی عزیزیه برام،فکر اشتباه نکنین❤️
عه نکن زشته بده    

خودشون ی کاری میکنن ازشون متنفر بشم هفته پیش معلمه ی کاری کرد تا دوساعت گریه کردم انقدر دلم شکست🤕

                       نمیخوام با تو هیچ پایانی رو بنویسم؛تو لایق ادامه دادنی...🕊️                            پیر کَردمَ دلی را که تازه هوای جوانی به سَرش زده بود ...🥲     
خودشون ی کاری میکنن ازشون متنفر بشم هفته پیش معلمه ی کاری کرد تا دوساعت گریه کردم انقدر دلم شکست🤕

چکار کرد مگه  

1390 کنار اسمم تاریخ تولد یه دختر کوچولوی عزیزیه برام،فکر اشتباه نکنین❤️
چکار کرد مگه    

ما تو سالن وایساده بودیم با دوستم همزمان با معلم میخواستیم وارد کلاس بشیم دوستم رفت تو اما من وایسادم به عنوان احترام گفتم خانم بفرمایید داخل چون به ارحال بزرگتر بود احترام گذاشتم بهش که اون بره تو 

بعد ی جورییییییییی بهم نگاه کرد یعنی ی جوریییییی نگاه کرد که اصلا قابل وصف نبود من دلم ریخت گفتم یا خدا مگه چیکار کردم بعد بلند داد زد بیار رو تو ببینم زیر لبشم ی چیزی گفت😢منم ترسیدم گفتم مگه چیکار کردم اینطوری باهام رفتار میکنی دارم بهت احترام میزارم انگار مال باباشو خوردم😐😐خلاصه تا دوساعت تو شک بودم تا اخر کلاسم چپ،چپ بهم نگاه میکردم منم اخرش هی بغضمو خوردم اخر بار رفتم تو حیاط گریه کردم 

اکثرا من تا اخر بار تو سالن وایمسیم با معلما میام تو بعد میگم خانم بفرمایید همه ی معلما میرن تو میگن ممنون اما این نمیدونم چرا اینطوری کرد انقدر تو دلم فحشش دادم😬🤕

تازه اگه درس نخون و تنبلم بودم که واسه چاپ لوسی این کارارو میکردم ی چیزی منکه همیشه ۲۰ میشم چرا ی همچین کاری کرد 

                       نمیخوام با تو هیچ پایانی رو بنویسم؛تو لایق ادامه دادنی...🕊️                            پیر کَردمَ دلی را که تازه هوای جوانی به سَرش زده بود ...🥲     
ما تو سالن وایساده بودیم با دوستم همزمان با معلم میخواستیم وارد کلاس بشیم دوستم رفت تو اما من وایساد ...

دفعه بعد برعكسشو رفتار كن قدر عافيتو بدونه

1390 کنار اسمم تاریخ تولد یه دختر کوچولوی عزیزیه برام،فکر اشتباه نکنین❤️
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   fwtimzare  |  18 ساعت پیش
توسط   حمیدم355h  |  18 ساعت پیش