نگارش هشتم
برای توصیف چهره👇
مثلا....نشان دادن ظاهر یک فرد ، ویژگی های ظاهری ،حالات روحی و عاطفی او رابیان می کنیم و به رفتار آنها توجه
می کنیم .
هیکل: چهارشانه، مردانه، ضعیف، مردنی، خپل، گنده، میانه بالا...
قد: کشیده و موزون ، بلند ولاغر، کوتاه وچاق ، بلند و درشت،خمیده و قوز کرده ، رعنا، صنوبری و...
چهره : گرد ، بیضی، مثلثی، مربعی ، دراز، سیه چرده ، مهتابی، سبزه، سفید، سیاه، سرخ ، زرد ، آفتاب سوخته ، با خال گوشتی، آبله رو ، کک مکی، جوش دار، بشاش و...
موها : دم اسبی بسته شده ، خرگوشی، چتری ، زیتونی رنگ ، مجعد، براق، صاف ، بلند ، پرپشت، کم پشت ، کوتاه، وز کرده ، لخت، خشک ،خیس، سیخ، ژولیده ، دراز، فر، پرچین ،طاس، چرب، ژل زده ، نرم مثل ابریشم، قهوه ای، خرمایی، مشکی پر کلاغی ، بلوطی رنگ ، سیاه
لب و دهان : کلفت، شتری، نازک، قهوه ای، صورتی، قیطانی، شکری، غنچه ای، خوش تراش، گلگون، یاقوتی، سرخ فام، نمکین،پرگوشت ، لب بالایی خیلی صاف پایینی برجسته، قلوه ای، انگار همیشه بغض دارد، کلفت وآویزان و تیره رنگ و...
دندان: مروارید مانند، صدف مانند، سفید،سیاه،کرم خورده، چرکین، ارتودنسی شده، طلا، مصنوعی، خرگوشی، فاصله دار، نگین کاری، دالبری، لمینت شده و...
بینی:کشیده،عقابی،باریک،پهن،سربالا،
کوفته ای،فندقی،قلمی
چشم: درشت ، ریز ، بادامی، مهره ای جذاب، شهلا، پرفروغ، خمارآلوده،مست، از حدقه در رفته، افسونگر ، برافروخته و سرخ ، قهوه ای تیره،نخودی،دوست داشتنی، با مژه هایی بور یا فردار، مژه هایی مشکی و برگشته،
به سیاهی شب ، آبی چون دریا،عسلی، آهویی،درخشان،شفاف و...
ابرو: کمانی، پیوسته، شمشیری، تاتو کرده، هلالی، پرپشت، کم مو، نازک، باریک، در هم کشیده، شیطونی، هشتی، موکتی و...
پوست: لطیف، خوش رنگ، صاف، پرچین و چروک ، نرم ، گندمی، زبر ، خشن
گونه: برجسته، استخوانی، برآمده، گلگون، پرگوشت ( گوشتالو) ، تورفته یا پر
دهان: کوچک ، بزرگ، گشاد، تنگ، کج
سینه: ستبر، فراخ، برآمده، گشاد، برجسته
کمر: فرورفته، باریک ، پهن، پرچربی، خمیده و...
شکم: برآمده ، برجسته، فرورفته و چسبیده به کمر، گنده، توپی، بادکنکی و...
دست: کشیده، سفید و ظریف ،با انگشتان کشیده و قلمی، خوش ترکیب ، سفید، نرم، خشن، کارگری، پینه بسته، چلاق، قطع شده، فلج ، شکسته و...
ریش: توپی، بزی، مهندسی، حنایی، جوگندمی، داعشی، پروفسوری، پرپشت و بلند، کوتاه و...
سبیل: چخماقی ، از بناگوش دررفته، هیتلری، چارلی چاپلینی و....
چانه: باریک، جلو آمده، خال دار
حالات کلی چهره : بشاش ، عبوس، شاداب، تکیده، شل و وارفته و...
حالت کلی اندام : چاق ، لاغر ، تپل و...
صدا: گرم ، دلنشین، زنگ دار، سرد و
بی روح ، آرامش بخش، زیر ، بم
نگاه: معصومانه، خیره، زل و چپ چپ، غضبناک ، ملتمسانه، عاقل اندر سفیه و...
رابطه با اطرافیان: خوش برخورد ، زود جوش ، مهربان، اخمو، خجالتی، حسود، صبور و...
پوشش شخصیت های نوشته :
چادر رنگ و رو رفته، وصله شده، رنگی ،مشکی، چادر ملی، شال دار، کش دار ، قاجاری، کفش پاشنه دار ، صاف و بی پاشنه،مدل دار ، پاپیونی، ورزشی، چرمی ، چکمه، گالش، کت و شلوار گشاد با آستین های بلند، با کراوات و جلیقه و....
ثبت حرکات جزئی در نوشته:
مثال: ۱- پکی عمیق به سیگار زد و دود را از سوراخ های گشاد شده بینی اش بیرون داد.
۲-خاکستر سیگارش مثل برجی فرو ریخت و شعله کوچکی از آن روی فرش افتاد.
۳- ماشین در میان گرد و خاکی که به راه انداخته بود گم شد.
۴- مرد یقه کتش را پشت گوش هایش کشید و در حاشیه جاده راه افتاد.
۵- زن فتیله سماور راپایین کشید. روی گلیم پاره نشست و گفت...
۶- مرد آهسته افسار اسب را کشید و او را به درخت نارنج توی حیاط بست .سپس رو به مادرش کرد و گفت....
۷- عینک ته استکانیش را روی چشم جابه جاکرد و گفت...
۸- مادر با انگشت او راتهدید کرد و گفت...
عادت های رفتاری شخصیت ها: پرسر و صداست، رفیق باز، مدام به ساعتش نگاه می کند، به موبایلش ور می رود، مدام خودکارش را می جود یا آن را لای موهای ژولیده اش فرو می برد، ابرو بالا انداختن و....
تکیه کلام داشتن
به جای این که بگویید فلانی مثلا خجالتی است باید حالت های او را بنویسید. مثلا : سرخ سرخ می شود . نفس می زند .عرق از گوشه های صورتش راه می افتد وروی گردنش می چکد. دستانش موقع حرف زدن می لرزد و کلماتش را نصفه نصفه ادا می کند .حرف هایش مفهوم و صدایش واضح نیست.
نمونه توصیف چهره
از کتاب آن سال ها :
۱_ استا عبد الرحیم وردست او اما مردی کوتوله بود . با کله ای گرد و پر گوشت . چشمانی پف کرده و خون آلود . قبای سورمه ای رنگ کوتاهی به تن داشت و کلاه هشت ترکی بر فرق سر گذاشته بود . از انگشتانش نفرت می بارید و دندان هایش در نظر من تیزی و درندگی مخصوصی داشت. ص202 بخش 13 کتاب